فارسی | English

دوباره می سازمت وطن

«ایران»؛ هر کس با شنیدن این کلمه به یاد تصاویر خاصی می افتد. کوه دماوند، جنگل های شمال، خلیج همیشه فارس و... شاید اولین تصاویری باشد که به یاد می آید. کمی بیشتر فکر کنیم. شاید برای یک ایرانگرد، ایران جایی باشد که بتوان ساعت های غرور آفرینی در تخت جمشیدش گذراند. اوقات لطیفی در میدان نقش جهان اصفهان داشت و از سابقه فرهنگ و تمدن ایرانی – اسلامی آن بهره برد. بادگیرها و قنات های طبیعت صادق و مهربان کویر را دید. از زیبایی طبیعت بکر و سرسبز کردستان و آذربایجان و دامنه کوه های زاگرس و... که هرچه بگوییم کم گفته ایم. و نیز از شب های پرستاره کویر و...
اما امان از این جمعیت امام علی (ع) که رنگ بعضی واژه ها را برای آدم عوض می کند. جمعیت وقتی کلمه «ایران» را می شنود، استان سرسبز مازندارن، البرز قد افراشته در دل خود و محله کنار شهرک فرهنگیان در ساری را به یاد می آورد که گویی آرش کمانگیر هم تیرش به اینجا نرسیده و همچنان فراموش شده، مانده است. تبریز با هوای خنک و دلپذیرش و ایل گلی باصفا برای خیلی ها سرشار از خاطرات خوب و به یاد ماندنی است؛ اما برای جمعیت با یک خاطره نه چندان شیرین همراه است. کوچه گردان 80، دامنه کوه عون بن علی، پاسی از نیمه شب گذشته و وانتی پر از مایحتاج غذایی برای توزیع به منطقه وارد می شود؛ به آنی کلیه اهالی به کنار ماشین می ریزند و آذوقه ها را کشان کشان از ماشین به سمت خانه های شان می کشند و در چند ثانیه وانت خالی می شود.
«ایران»؛ این بار کرمانشاهان، کوه بیستون و فرهاد کوه کن را به یاد می آوریم که آوازه تیشه اش مدت ها است از بیستون نیامده و گویی به خواب شیرین فرو رفته است. یادم می آید که در کرمانشاه، کودکی بود به نام فرهاد که یک بسته زعفران را ارزان به ما فروخت. بعدا فهمیدیم که ریشه های جاروی رنگ شده بوده است! کودکان محله جعفرآباد کرمانشاه را به یاد می آوریم؛ جعفرآباد، آخر دنیا.


اصفهان، نصف جهان را به یادم می آورد. به راستی که با دیدن بچه های پابرهنه حصّه، جهان آدم نصف می شود. مشهد، شهر گنبد طلایی و ضامن آهو با یک ضریح پر از پول در وسط که عشاق بسیاری را از اقصی نقاط ایران و جهان به خود می خواند. شاید بعد از انداختن این پول به داخل ضریح، سری هم به کبابی های شاندیز زده باشید. اما یادمان باشد که بچه های محله قلعه ساختمان و قلعه خیابان، ریالی از این پول های ریخته شده در ضریح سهمی نبرده اند.
«خوشا شیراز و وضع بی مثالش * خداوندا نگهدار از زوالش.» این فالی بود که کودک فال فروش شیرازی به من فروخت، خانه شان در خیابان سعدی بود. همان سعدی که گفته: «من از بینوایی، نیَِم روی زرد * غم بی نوایان رُخم زرد کرد.» یاد کپرهای خیرآباد، پشت ساحل زیبای عمان در جاسک، و آن کودک 8 ماهه که از شدت سوء تغذیه به نظر 4 ماهه می آمد، می افتم با آن سر بزرگ و استخوان های بیرون زده اش. یادم هست که مادرش می گفت: «هر از چندگاه، سیبی یا برنجی بهش میدم.» و باز یاد ظریفه، آن دختر 9 ساله با چشمان میشی، می افتم که مادر و پدرش در ازاء گرفتن کلید یک پراید، او را به عقد مردی 56 ساله درآورده بودند.
از شهر رستم هم کمی یاد کنیم. اگر پهلوان افسانه ای ایران، روستاهای مرزی زابلستان را می دید، چه می کرد؟ و یا کودکان شوطی را که سهراب قصه اند و قربانی نقل و انتقال قاچاق توسط پدران شان به این طرف و آن طرف مرز شده اند. یا کودکانی با موهای خرمایی رنگ و چهره های تکیده شان که در بیغوله ای به نام خانه، نشان از سوء تغذیه شدید دارند و مطمئنا هرگز نام فردوسی و رستم و سهراب را نخواهند شنید و هرگز با فریدون و کاوه آهنگر سر و کاری نخواهند داشت.
اگر بخواهیم کلیه مکان هایی که در این سال ها دیده ایم و جان مان را به درد آورده است بشماریم، شاید مثنوی هفتاد من بشود؛ زیرا که از گیلانغرب تا رامهرمز، از اندیشمک و اهواز تا کرمان، از جیرفت تا ایرانشهر و مشهد تا آذربایجان و...، همه و همه خاطره انگیزند برای ما و هزاران نقطه دیگر که هر یک قصه خودش را دارد.
این ویژگی خانه ما است. خانه ای که هر گوشه اش را می بینی، در زیر نمای فاخر و زیبایش، مشکلاتی زیربنایی دارد. با ثروت بس سرشارتر در چشمان کودکانش. از کل ثروت این سرزمین اگر بشود معصومیت چشمان کودکان محروم و فقر زده اش مال ما باشد، به راستی که چه ثروتمندیم. برای همین امسال مهمترین هدف مان را گسترش جمعیت در شهرها و روستاهای محروم ایران قرار دادیم و می خواهیم عشق مان را در وجب به وجب این خاک، با نگاهی عقلانی و تخصصی گره زده و گنج های نهفته عشق، در دل کودکان محرومش، را استخراج کنیم. شما را هم صدا می کنند، گوش کنید...

خانم زهرا رحیمی مدیر عامل و از اعضای هیئت موسس جمعیت امام علی می باشند.
مطلب فوق در سرمقاله نشریه داخلی جمعیت امام علی «گل یخ شماره 9» به قلم ایشان منتشر شده است.

همه ما اعضای جمعیت امام علی(ع)داوطلبانه فعالیت می کنیم و برای گسترش فرهنگ دگرخواهی .و انجام فعالیت های اجتماعی جمع شده ایم

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به جمعیت مستقل امداد دانشجویی_مردمی امام علی(ع) می باشد