عروسان اين خانه چند سالى مدرسه مى روند ،
چند سالى كار مى كنند و نان آور خانه مى شوند آن گاه عروس خانه اى مى شوند هم تراز.
مادر اين دختران از سرنوشت جگرگوشه گان كه مى گويد چشمانش به آب مى نشيند.
مادر آينده اى براى دلبندانش نمى بيند.
پدر بيمار است و دختران ناچار.
مى شود آيا كه ما مردم چاره ى هم باشيم؟

===================

نوشته یکی از اعضای تیم شناسایی کوچه گردان عاشق— سعیدآباد و باغکمش– 1394