گزارش شناسایی محله پاسگاه نعمت آباد – کوره سهیل – فرحزاد:

در بخش غربی منطقه ۱۹ که کوره های آجرپزی واقع شده است، می توان دنیایی از معضلات و آسیب های اجتماعی را دید. برخی از این کوره ها شرایط مناسب تری نسبت به بقیه دارند. اما برخی از آن ها حداقل شرایط لازم برای زیست و سکونت را هم دارا نیستند.
یکی از این کوره ها (کوره سهیل) شرایط بسیار ناگوار سکونتی-بهداشتی دارد. این کوره محل زندگی ۱۶ خانوار در ۱۶ اتاق ۸ متری با جمعیت تقریبی ۱۰۰ نفر است که الان صاحب کوره اکثر خانواده ها رو بیرون کرده و در حال حاضر ۴ خانواده در این کوره زندگی می کنند. ساکنان تنها یک حمام و دو سرویس بهداشتی دارند. البته استفاده از واژه بهداشتی برای توصیف این مکان ها اغراق آمیز است و واژه حمام که در ذهن همه یادآور فضایی است بهداشتی با رایحه ای خوش، مکانی است بدون در و پنجره، داخل یک دخمه در زیر اتاق و پر از حشرات موذی (سوسک، کرم، عنکبوت و …)، دیوارهای پر از لجن و خزه و متعفن. حتی راه دسترسی به این حمام دشوار وناهموار است.
این سرویس های غیربهداشتی این کوره نیز شرایط ابتدایی سکونت را برای ساکنان بسیار سخت کرده است.
این محدوده مستعد شیوع بسیاری از بیماری ها است همچنان که بیشتر ساکنان دچار دردهای شکمی هستند. این موارد از مهم ترین مشکلات این کوره است. بدون شک معضلات اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی دیگری که میان همه کوره ها مشترک است نیز در این کوره به وفور به چشم می خورد.
ساکنان این کوره اما نقطه مقابل این زشتی ها هستند. کودکانی زیبا با لباس هایی گلدار و رنگی زیر آسمان آبیِ این روزها هنوز هم می خندند.
تلخی ها و زشتی های این کوره را دیدیم اما بیان یک جمله از ساکنان آنجا و غم نهفته در چشمانش کاممان را تلختر هم کرد. او گفت: “ما درسته افغان هستیم ولی مگه آدم نیستیم؟
صاحب کوره اجاره می گیرد و حمامی برای ما نمیسازد!”
جمله “مگه ما آدم نیستیم ” هنوز هم در گوش ما زنگ می زند و می دانیم که هر چه سریعتر برای بهبود شرایط ابتدایی زندگی این ساکنان بایداقدامی جدی کرد تا کرامت انسانی شان بیشتر از این زیر سوال نرود.


گزارش شناسایی محله کوره جعفری – فرحزاد تهران – ۱۳۹۸

در بازدید از یکی از کوره‌ها با خونه‌ای مواجه شدیم که در مجاورت یه باغ محصور واقع شده بود. از دالان تنگ و تاریک عبور کردیم. وارد یه حیاط مخروبه شدیم. از نظر وسعت فضا از دیگر خونه‌ها بهتر بود اما همچنان محقر بود. صاحبخونه دعوت به نشستن کرد. توضیح داد که یه خانواده بزرگ هستن که در کنار هم زندگی می‌کنن، یعنی چهار خانوار هستن. با نگاه به مادر متوجه شدم اعتیاد یا مشکل دیگه‌ای نداره، اما پهلوی راستش که قبلا جراحی شده بود، ورم مشهودی داشت. پدر خانواده، پسر ارشد، داماد و نوه پسری که کلاس دهم بود به نظر معتاد میومدن. مادر خانواده رو به پسرش می‌گفت وقتی هجده سالش شد زنش دادیم چون افتاده بود توی خلاف.
یه دختر بچه حدوداً هشت ساله که نوه خانواده بود با لب‌های کبود، صورت تیره، نگاه زل و چشمای گود رفته(درست مثل اعضای مرد معتاد خانواده) کنار من با بی‌تفاوتی نشسته بود…
نوه دختری خانواده یه دختر بچه دو ساله‌س که هنگام تولد روی قلبش سه تا سوراخ داشته. ظاهراً دو سوراخش مرتفع شده و برای یکیش هم همون هفته وقت اکوی قلب داشت.
با توجه به دو همسری بودن پدر خانواده و اعتیاد مردان، نظر به کمک‌های پزشکی و مددکاریه.

شناسایی محله کوره جعفری


گزارش شناسایی محله کوره جعفری – فرحزاد تهران – ۱۳۹۸

خانواده‌ای ۴نفری که در اتاقی ۱۵ متری زندگی می‌کنند .پدر خانواده از ۶ سال پیش دچار بیماری خاص و نادری شده است، این بیماری به مرور زمان سیستم دفاعی بدن را از بین می‌برد و مفاصل و استخوان‌ها را دفرمه می‌کند.
پدر خانواده از حدود ۲ سال قبل به خاطر بیماری بینایی چشم چپ را از دست داده است و نیاز به مراقبت‌های خاص دارد و هزینه تامین داروهای او بسیار بالا می‌باشد .
عوارض این بیماری التهاب در رگ‌های خونی قسمت‌های مختلف بدن است این بیماری چشم‌ها، پوست و سیستم عصبی بدن را درگیر می‌کند و حتی مفاصل و دستگاه گوارش و عروق را هم درگیر میکند.
مادر خانواده به تازگی برای کسب درآمد از سالمندی مراقبت می‌کند تا اندکی از هزینه های زندگی تامین شود.
درآمد ماهیانه خانواده یک میلیون تومان است. در محل زندگی این خانواده آب آشامیدنی وجود ندارد و آب موجود در حیاط خانه آب چاه می باشد.

کوره جعفری فرحزاد


گزارش شناسایی محله گلشهر – فرحزاد تهران – ۱۳۹۸

خونه آخری که رفتیم برای شناسایی فرق می‌کرد، شاید چون اولش وارد آپارتمان شدیم، تصورش نمی‌کردیم ولی حسابی شوکه شدیم.
خود واحد زنگ مستقل نداشت، باید زنگ یکی از همسایه‌ها رو می‌زدیم و می‌گفتیم که با سرایداری کار داریم؛ از پله‌ها رفتیم پایین و وارد پارکینگ شدیم. خونه، یکی از انباری‌ها بود! انباری‌ای که نه پنجره داشت، نه حمام و نه حتی دستشویی! جلو در از یه ملحفه استفاده کرده بودند که بتونن درو باز بذارن بلکه یه هوایی بیاد داخل!
یه بچه‌ی کوچولو بغل یه زن سی ساله! می‌گفت یه بچه دیگه هم داره که ۱۲سالشه.
طبق معمول شروع کردیم به پرسیدن مشخصات و مشکلات، می‌گفت که اکثر مواقع خودش با ۲تا بچه هاش تنها هستند و شوهرش هر از گاهی می‌آد منزل! گفت بچه‌ی ۱۲ساله‌اش رو نمی‌تونه بفرسته مدرسه، از پس خرجش برنمیاد، کسی هم نیست که نون‌بیار خونه باشه، پرسیدم خودش چی؟ خودش دوست داره درس بخونه؟ گفت نه نه، پسرم دوست داشت درس رو ولی خودش بهم گفت که با این اوضاع نمی‌شه درس خوند و باید کار کرد! الانم یه چند وقتیه که تو موتورسازی کار یاد می‌گیره ولی فعلا پولی بهش نمی‌دن!
از اجاره اون آلونک پرسیدیم، گفت که کل اون ساختمونو (بیست وچند واحد) در قبال زندگی تو اون آلونک باید تمییز کنه و تازه پول آب، برق و گاز هم با خودشه! پرسیدم پول رو از کجا میارید، گفت شوهرم هراز چند گاهی اگه بیاد و پول داشته باشه اون میده.
سوالا تموم شد و شماره شو خواستم، گفت من تلفن ندارم، گفتم مشکلی نداره شماره تلفن همسرتونو بدید، خجالت کشید و گفت کلا تلفن نداریم خانم!
تا اون موقع دغدغه‌ی شناسایی افراد برای دادن کیسه رو داشتم، اما الان دیگه دغدغه رسوندن این کیسه‌ها رو هم پیدا کردم!
خونه‌ای که نه زنگ داره و نه تلفن!


گزارش شناسایی محله کوره جعفر– فرحزاد تهران – ۱۳۹۸
در بازدید از یکی از کوره ها با خونه ای مواجه شدیم که در مجاورت یه باغ واقع شده بود، از دالانی تنگ و تاریک عبور کردیم، وارد یه حیاط مخروبه شدیم، از نظر وسعت فضا از دیگر خونه ها بهتر بود اما همچنان فضا کم بود، صاحبخونه دعوت به نشستن کرد، توضیح داد که یه خانواده بزرگ هستند که در کنار هم زندگی میکنن، یعنی ۴خانوار هستن، با نگاه به مادر متوجه شدم اعتیاد یا مشکل دیگه ای نداره، اما پهلوی راستش که قبلا جراحی شده بود ورم مشهودی داشت، پدر خانواده، پسر ارشد، داماد، نوه پسری که کلاس دهم بود به نظر معتاد میومدن، مادر خانواده رو به پسرش میگفت وقتی ۱۸سالش شد زنش دادیم چون افتاده بود توی خلاف،
یه دختر بچه حدودا ۸ساله که نوه خانواده بود با لبهای کبود، صورت تیره، نگاه زل، چشمای گود رفته(درست مثل اعضای مرد معتاد خانواده) کنار من با بیتفاوتی نشسته بود…
نوه دختری خانواده یه دختر بچه ۲ساله س، که هنگام تولد روی قلبش ۳تا سوراخ داشته ظاهرا ۲ سوراخش مرتفع شده،و برای یکیش هم همین
هفته جاری وقت اکوی قلب داشته
و با توجه به ۲ همسری بودن پدر خانواده و اعتیاد مردان به نظر علاوه بر کمکهای پزشکی نیاز به مددکاری اجتماعی و کمک ارگانهای مرتبط مشهوده…


گزارش شناسایی محله پاسگاه نعمت آباد – فرحزاد تهران – ۱۳۹۸

از دیگر مناطقی که گروه شناسایی خانه علم فرحزاد جمعیت امام علی(ع) به آن مراجعه کرد، می‌توان به کوره‌های دماوند و پیروز اشاره کرد. این کوره‌ها به علاوه دو کوره دیگر در منطقه پاسگاه نعمت‌آباد٬ واقع شده‌اند. جایی که در آن می‌توان تضاد و تفاوت را به آسانی مشاهده کرد. یک سمت خیابان مجتمع‌های مسکونی بزرگ و نوساز قرار داشتند با تعدادی مغازه که در قسمت جنوبیِ آن هم پارکی است بزرگ با انبوهی از درختان سرسبز و گل‌های خوشبو و معطر که پر بود از نشاط٬ تحرک٬ شادی و زندگی و در نقطه مقابل آن حیاط‌هایی بود پر از اتاق که نه٬ اتاقک که به آن‌ها خانه می‌گفتند. در این اتاقک‌ها نزدیک به بیست خانواده زندگی می‌کنند. اتاقک‌هایی که از کمترین امکانات برای زندگی نیز برخوردار نبودند. سقف‌های کوتاه نم‌کشیده با دیوارهایی که بوی نا و رطوبت آن هر انسان سالمی را مریض می‌کند٬ نداشتن آب بهداشتی و لوله کشی٬ مشترک بودن سرویس‌های بهداشتی و حمام که خود یکی از عوامل مریضی و مشکلات بهداشتی است، خانواده‌های پر جمعیت با انبوهی از مشکلات بهداشتی، درمانی و آموزشی٬ بی‌کاری اکثر سرپرستان خانواده‌ها به دلایل مختلف٬ اعتیاد و آزار کودک و همسر٬ کودکان خردسالی که با سر و صورت کثیف و پای برهنه در کوچه‌ها پرسه می‌زنند و اسباب‌بازی‌ای جز سنگ و خاک ندارند٬ وجود کپسول گاز و اجاق داخل همین اتاقک‌ها به جهت پخت غذا البته اگر غذایی برای خوردن وجود داشته باشد٬ بی‌سوادی و عدم تحصیل و یا محرومیت از تحصیل به دلایل مختلف، از جمله نداشتن اوراق هویتی و شناسایی و یا تمکین مالی برای پرداخت هزینه‌های تحصیل و … از جمله مشکلات و مسائل مشترک برخی از این خانواده‌ها است. نکته قابل توجه این‌که خانواده‌ها باید برای همین اتاقک‌ها پنج میلیون تومان رهن و ماهانه بین ۱۵۰ تا ۲۰۰ هزار تومان اجاره پرداخت کنند. امری که به دلیل بی‌کاری اکثر سرپرستان خانواده‌ها به یکی دیگر از مشکلات مشترک تبدیل شده است.


گزارش شناسایی محله پاسگاه نعمت آباد – فرحزاد تهران – ۱۳۹۸

این کوچه که در نزدیکی کوره‌های پاسگاه نعمت‌آباد قرار دارد، در بین اهالی به کوچه کارتن سازی معروف است. در حین شناسایی کوره‌های جعفری و دماوند به کرّات اسم این کوچه از افراد شنیده می‌شد. گویا تعدادی از اهالی از کوره‌ها به این محله کوچ کرده‌اند. ساکنین این محل هم افغانستانی و هم ایرانی هستند و اغلب پرجمعیت.
هرچند فقر از خارج کوچه چندان به چشم نمی‌آید و نمود ظاهری ندارد، اما در چند خانه‌ای که شناسایی شد مشکلات کار کودکان به دلیل فقر و بیکاری یا از کارافتادگی پدر خانواده، فقر فرهنگی، مشکلات پزشکی و بهداشتی مشاهده شد. همچنین آموزش برای همه بچه‌ها به صورت مساوی وجود ندارد. تنها مدرسه برای کودکان افغانستانی خصوصی است. این مدرسه ماهانه پنجاه هزار تومان شهریه می‌گیرد که باتوجه به حقوق اندک خانواده‌ها کودکان از تحصیل باز می‌مانند. البته مدرکی نیز به کودکان اعطا نمی‌شود تا بعدها به مدرسه دولتی بروند. درواقع بزرگترین مشکل، مشکل شغل، تغذیه و مبحث آموزش کودکان است.

شناسایی محله پاسگاه نعمت آباد فرحزاد


گزارش شناسایی محله کوچه نژاد اکبر – فرحزاد:

قبلا در کوره زندگی می کردند اما نگهبان کوره خانواده هایی که تعداد زیادی فرزند داشتند را بیرون کرده بود. از روی ناچاری بیرون از کوره خانه اجاره کرده بودند.

مادر و ناپدری طبقه ی بالا زندگی می کردند و ۸ نفر دیگر توی دو اتاق مجموعا ۱۵-۲۰ متری در طبقه ی پایین بودند. برادر بزرگ‌تر و زن و بچه اش و سه خواهر و برادر کوچک تر که توی اتاق ۶ متری چسبیده به اتاق برادرشون زندگی می‌کردند.

برادر با سبد بافی و دو خواهر با دور دوزی روسری هزینه های زندگی را تأمین می کردند.
خواهرها هفته ای ۵۰ روسری دوردوزی می کردند دانه ای ۸۰۰ تومان! و ماهیانه ۱۶۰ هزارتومان درآمد داشتند‌.

شناسایی محله کوچه نژاد اکبر فرحزاد


گزارش شناسایی محله کوچه نژاد اکبر – فرحزاد:

خانواده ای ۴ نفره که درکوچه کارتن سازی زندگی می‌کنند.
دو دختر خانواده فقط کار می‌کنند.
پدر مبتلا به فتق دو طرفه‌ی گیر کرده است و جراحی اورژانسی لازم دارد که طبق گفته پدر از پنج میلیون هزینه عمل توانسته‌اند فقط ۱.۵ میلیون آن را جمع کنند.
مدارک پذیرش بیمارستان حاضر بود ولی در انتظار جمع شدن هزینه عمل هستند.

شناسایی محله کوچه نژاد اکبر فرحزاد


گزارش شناسایی کوره کنار پارک باران – فرحزاد:

خانواده‌ای هفت نفره هستند که قبلاً داخل کوره زندگی می‌کردند، اما صاحب کوره بیرونشون کرده بود. پنج تا بچه داشتند، از چهار ساله تا دوازده ساله. مادر، کیسه حمام می‌دوخت. ماهی ۲۰۰ هزار تومن درآمد داشت. پدر هم سر فلکه به عنوان کارگر کار می‌کرد. روزی پنجاه هزار تومن که یک روز یا دو روز در میون کار گیرش می‌اومد. اینا هم درآمدشون در مجموع زیر یک میلیون بود.
دو تا از بچه‌ها اختلال رشد داشتند و قدشون کوتاه بود که نیاز به بررسی داشتند. پدر هم واریس داشت که پیگیری نکرده بود.

شناسایی کوره کنار پارک باران


شناسایی کوره کنار پارک باران – فرحزاد:

برای ما یک خیابان فقط فاصله است،
برای آن.ها یک دنیا فاصله.
زمین که هیچ حتی آسمان هم فرق دارد.
دختر پنج ساله این طرف از دود کوره همیشه سرفه می‌کند.
مرز بین ثروت و فقر…

کوره کنار پارک باران فرحزاد


شناسایی کوره کنار پارک باران – فرحزاد:

یکی برج میلاد، یکی کوره آجرپزی‌
یکی سفید و نورانی، یکی سیاه و تاریک

این چنینی نزدیکیم
آن چنانی دور

کوره کنار پارک باران فرحزاد


شناسایی محله کوره سهیل – فرحزاد:

کودکان سرزمینم بازی و کودکی کردنتان فارغ از هر چیزیست.
دل‌هایتان همانند آسمان بالای سرتان است،صاف،‌پاک و آبی
نه مانند زمین زیر پایتان،سفت، سخت و بی‌رحم.

شناسایی محله کوره سهیل