در گوشه ای از شهر …
مادری میانسال برای دو کودک خود کار می کند …
مادری رنجور، افتاده ، و مصدوم روزگار …
مادری که جوانی اش را خرج فرزندانش می کند …
عشق را در عدم درخواست طلاق برای حفظ حضانت فرزندانش یافتیم …
همسرش زندان و او نان آور خانه است …
زهرای ۶ ساله کمک و همراه مادر در کارخانه تزریق پلاستیک …
در نگاه اول او را پسر یافتیم …
شاید برای همین او همراه مادر است …
ترس از بیماری های پوستی ناشی از مواد شیمیایی کارخانه باعث شد مادر او را کچل کند …
زینب ۸ ساله اما دانش آموزی ست با لباسهایی کهنه.. درس زندگی می آموزد از روزگار تنهاییش …
فراموش نکنیم مادرانی را که جان می دهند برای فرزندانی که جانشان هستند …

نظر دهید

Please enter your comment!
Please enter your name here

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.