هر چه در را زدیم کسی در را باز نکرد.مدت هاست کسی دیگر این در و درهای بسیاری دیگر را باز نمی کند.
– آقا ببخشید چرا این در رو کسی باز نمی کنه؟!
– نیستش رفته تو خیابون رفته شیشه بکشه رفته علافی نمی دونم آقا نمیدونم…
ولی کریم قصه ما خودش و خودش نبود کریم دختر داشت.رد دخترانش را گرفتیم به پیرزنی رسیدیم که گفت کریم دو دختر داره..مریم و ناهید…منم مادربزرگشون هستم….
مریم و ناهید از مدرسه اخراج شده بودند.به دختر ۹ ساله گفته بودند به دلیل وضعیت مالی و پدر و وضعیت ضعیف بهداشتی دیگر نباید درس بخوانی و دیگر اخراج…
در پی چرایی اخراج از مدرسه ناهید و مریم هم نباشیم …مدت هاست که دیگر ما کریم ها را از جامعه اخراج کردیم تا در پی آن ناهید و مریم ها دیگر تحصیل نکنند و آن ها هم از جامعه یا حتی زندگی….

گزارش تیم شناسایی کوچه گردان عاشق بوشهر – ۱۳۹۳

 

نظر دهید

Please enter your comment!
Please enter your name here

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.