پدر خانواده بیماری اعصاب و روان دارد
نمیتواند کار کند
مادر خانواده همچون پدر بیماری اعصاب دارد قبلا قرص مصرف میکرده ولی به خاطر بی پولی چند ماهی هست که داروهایش تمام شده و دیگرنتوانسته داروها را بخرد.
قبلادرخانه کار میکرد .گیره پرده میزد ولی چشمانش خیلی ضعیف شده و دیگرنمیتواند کارکنه (۵ سال پیش که عینکش شکست دیگر نتوانست عینکی بخرد)
دهانش همیشه زخم است و آفت های زیادی زده بود.
دو پسر دارد،حسین پسر بزرگ خانواده ۱۷ ساله و سال آخر دبیرستان هست وبه زبان دری مسلط است .
با چرخ دستی میرود ، کارتن جمع میکندو هر روز حدود ۱۵ هزار تومن درمیارد.
زندگی رابا همین یارانه و درآمدی که حسین دارد میگذرانند.
حسین چند بار خواسته که ترک تحصیل کند و کار کند که منصرف شده.
خانواده در فقر شدید مالی بسر میبرد.
عرفان پسر کوچک خانواده هم کلاس هشتم است ودرسش هم خوب .