کوره‌های شمس‌آباد یه منطقه بالاشهر داره، یه پایین شهر!
به بالاشهریاشون زیاد کمک میشه. اما وای به حال پایین شهریا!
کوره بنی هاشم اولین کوره تو پایین شهر کوره‌هاست. مهدی اولین پسری بود که دیدم. ازش پرسیدم:
– مدرسه میری؟
+ به خاطر نداشتن برگ آبی نمیتونم ثبت نام کنم.
– ما یه تعداد دانشجوییم که میخوایم تیم فوتبال براتون درست کنیم. دوست داری؟
یه خوشحالی قشنگی نشست رو صورتشو گفت:
+ آره. کی تیم درست می کنید؟
رفتیم خونشون. یه دوچرخه خراب کنار اتاقشون بود. بهم گفت:
+ میتونی دوچرخه ام رو درست کنی؟
– خب من که ابزار نیاوردم عمو!
+ حالا بیا نگاهش کن. بیرون بهم گفتن ۲۵ هزار تومن هزینه تعميرش میشه. گرونه برامون!
– نمیتونم عمو. منکه الان انبر و آچار و پیچ‌گوشتی همراهم نیست.
طفل معصوم نارحت شد که نتوانستم براش کاری بکنم!
بهش گفتم:
– تو بیکاریت چیکار میکنی؟
+ میریم زمین اینجا فوتبال بازی می کنیم. تمرین می کنیم. قایم باشک بازی می کنیم!
– کدوم زمین؟
زمين را نشانم داد.
+ فقط دروازه‌هاش چوبیه. میشه ازش استفاده کرد؟
– آره که میشه. اشکال نداره.
و چه زمینی! اون لحظه با خودم فکر کردم هر کدام از بچه‌ها اينجا زمین بخورن که حتما یه جاییشون خونی میشه!
دوباره ازم پرسید:
+ کی برامون تیم فوتبال درست می کنی عمو؟
– خب تعداد بچه‌هایی که مدرسه نمیرن زیاد نیست که یه تیم بشین (فقط میخواستم یه بهونه بیارم)
+ خب باشه! مگه اونایی که مدرسه میرن فوتبال بازی نمی کنن؟
و من ناچار از جواب می‌موندم ….
تا آخری که کوره بنی هاشم بودیم، شاید بالغ بر ۱۰ بار مهدی ازم پرسید کی برامون تیم درست می کنید عمو؟
و من اواخرش نارحت شده بودم که چرا اولش یه چیزی گفتم که بعدا نتونم به قولم عمل کنم. حداقل شاید زود نتونم به قولم عمل کنم و براشون تیم فوتبال درست کنم!

نظر دهید

Please enter your comment!
Please enter your name here