امروز جِگرم سوخت!!!
نازنين

نازنينم با آن چشمان معصوم؛
و دستان نحيف؛
آرزویش درس خواندن است!!!!

آرزو آرزو آرزو

خدايا كجايی؟؟
دنيایت تيره وتار شده؛
نازنينت آرزویش درس خواندن است !!!!

دستانش پر از زخم بود؛
مي گفت پدرش آزارش می دهد و کتکش می زند؛
و کودک از اینکه پدرش کارتن خواب است و بیش از دو بار در ماه در خانه نمی بیندش خوشحال بود.

نازنين ٧ساله مادری مي كرد
مادر دو برادر ۳و۴ ساله اش بود
خدايا
نازنين هایت!!!
آرزوی درس خواندن؛
آب سالم داشتن؛
و
سقفی كه در آن احساس آرامش داشته باشد؛ را دارند.