گزارش اول:
خانه‌ای دور از جاده اصلی. دور از جاده فرعی. خانه‌ای با چهار بچه قد و نیم قد. ۵ تا۱۴ ساله. همه زرد و زار و لاغر. این خانه می توانست در خلخال باشد. در باغی پر میوه. اگر خشکسالی نمی‌آمد. اگر کوچ نمی کردند به حاشیه رشت.
پدر کار میکند، معتاد نیست، اما این روزها نان دادن سخت است و هنر میخواهد.
شاید این پدر آرزو دارد برای بچه هایش تلویزیون بخرد،
شاید این پدر خواب باغ‌های میوه خلخال را میبیند، شاید آرزو دارد برگردد به خانه‌اش همراه با زن و بچه‌هایش، شاید آن روز دیگر تصمیم بگیرد دست روی خانواده اش بلند نکند…