گزارش شناسایی محله ترک آباد – پاکدشت تهران:

اعضاء داشتن با مادربزرگ بچه صحبت می‌کردن
من نگاهم به بچه چهار ساله بود.
روی سه چرخش نشسته بود و با پاهای کوچیکش تند تند رکاب می‌زد.
نزدیکم که شد یه چرخش افتاد تو جوب باریک کنار پیاده رو و گیر کرد. نشستم و چشم تو چشمِ چشم‌های قشنگش شدم. یه چیزایی با زبون کودکانش گفت که نفهمیدم ولی آخرش فهمیدم که می‌گفت هل بده.
هلش دادم.
از چاله درومد با خوشحالی پا می‌زد و می‌رفت.
کاش بشه زندگی این بچه‌ها رو هل داد و از چاله درآورد.
اسمش جواد بود.
شناسنامه نداشت و با مادربزرگ پیرش تو یه خونه‌ی به شدت آشفته زندگی می‌کرد. مادرش زندگی رو رها کرده بود و رفته بود.
پدرش دو سال زندان بود و تازه ۲ ماه بود از زندان درومده و بیکار می‌گشت. بعید هم میدونم خیلی بیرون بمونه.
مادربزرگ پیر با چشم‌های کم سوش و با بی‌پولی به سختی بچه رو بزرگ می‌کرد. دو تا دیگه از پسرهای پیرزن هم زندان بودن.
دائم به بچه‌هایی فکر می‌کردم که پدرهاشون به خاطر فروش مواد و دعوا کردن تو زندان هستند و حالا خودشون بدون حضور پدر قراره این چرخه رو ادامه بدن.

کجای راه رو اشتباه رفتیم که اینگونه شد سرنوشت کودکان بی گناه…


گزارش شناسایی محله حصار امیر – پاکدشت تهران:

از طریق یکی از ساکنین محل با این خانواده آشنا شدیم. در یک محله شلوغ زندگی‌می کنند که از آسفالت محروم است. بعد از عبور از یک حیاط تقریبا ۲ متری وارد یک خانه کوچک حدودا پنجاه متری می شویم.
پدر خانواده که کارگر شهرداری بوده چند سال قبل به رحمت خدا رفته و مادر خانواده به همراه دختر ۱۷ ساله اش در این خانه زندگی میکنند. خیلی راحت پذیرای ما میشوند و کاملا واضح است که خیلی زیاد نیاز به حمایت دارند.
مادر بیماری قلبی دارد و به سختی نفس می‌کشد و قادر به کار کردن نمی باشد. دختر نیز ۱۲ سال است که به یک بیماری شدید پوستی مبتلا شده و موهای سر و ابروهایش می ریزند . به گفته مادر این مسئله باعث ایجاد اضطراب شدیدی در دختر شده است.
تنها منبع درآمدشان حقوق بازنشستگی پدر است که کمتر از یک میلیون تومان می باشد و کفاف هزینه های زندگی و دارو و درمان دختر را نمیدهدظ.
این خانواده از لحاظ روانی نیاز به حمایت دارند، به ویژه حمایت هایی در زمینه ی برطرف کردن اضطراب دختر.

شناسایی محله حصار امیر پاکدشت


گزارش شناسایی محله حصار امیر – پاکدشت تهران:

از طریق یکی از ساکنین محل شناسایی شد. یک خانه چهل متری دو طبقه در کوچه خاکی وجود دارد. بعد از عبور از حیاط کوچک و پله‌های آهنی با شیب تند، وارد خانه شدیم. زن، همسر اول مردیست که همسر دوم هم دارد. هر دو همسر در این خانه زندگی می‌کنند و هر کدام سه فرزند دارند. خانه استیجاریست.
زن جوان دارای یک پسر ۱۴ ساله است که عقب‌ماندگی ذهنی و جسمی دارد و دو پسر دیگر که سالم هستند. پرسیدم همسرت چطور خرج ۶ بچه و دو همسر را تهیه می‌کند. گفت درآمد ناچیزی دارد که فقط می‌توانیم غذای ساده‌ای بخوریم. البته خودش در خانه برای تامین مخارجش قالی‌بافی می‌کرد. مرد در هنگام عصبانیت همسر و فرزندان را کتک می‌زند.

شناسایی محله حصار امیر پاکدشت


گزارش شناسایی محله حصار امیر – پاکدشت تهران:

الان فصل امتحاناته و اکثر بچه ها نگران برگه های امتحانیشون هستنن…

حمید و فاطمه اما نگران اینکه مبادا نتونن توی زباله های این شهر کاغذی پیدا کنن و با فروشش خرج مادر و سه خواهر و برادر دیگه و پدر معتادشون رو بدن…

توی شناسایی کوچه گردان محله حصار امیر دیدیمشون…

کاغذ و پلاستیکای تو دستشون اینقدر براشون باارزش بود که کیسه سنگینو راحت به دست ما نمیدادن…

آرزوشون این بود که برن مدرسه و دیگه مجبور به زباله گردی نباشن…

آرزوی همه ما هم همینه…


گزارش شناسایی محله حصار امیر – پاکدشت تهران:

در ادامه شناسایی طرح کوچه‌گردان در پاکدشت رسیدیم به منطقه‌ای که انتهای محدوده‌ی مسکونی بود و بعد از آن بیابان بود.
با صحنه‌ی خانه‌های فرو ریخته‌ای مواجه شدیم.
در اولین خرابه مرد و زن و کودکی را دیدیم که داشتند آجرها را جابه‌جا می‌کردند. سلام کردیم و شروع کردیم به پرسیدن. متوجه شدیم که مرد کارگر ساده‌ی ساختمانی است و با تنگنای شدید مالی در حال ساخت خانه بود که شهرداری آمده و خانه‌اش را تخریب کرده است.
می‌دانیم خارج از محدوده بود؛ می‌دانیم غیرمجاز بود؛ اما یک نفر جواب ما را بدهد که یک کارگر ساده با این تورم مسکن چگونه می‌تواند سرپناهی برای خانواده‌اش دست و پا کند اگر به بیابان پناه نبرد که آنجا هم نمی‌گذارند.
آری دیواری کوتاه‌تر از دیوار فقرا و ضعفا برای تخریب نیست!

شناسایی محله حصار امیر پاکدشت


گزارش شناسایی محله حصار امیر – پاکدشت تهران:

یک خانواده ۴ نفره که توی یک اتاق ۲۰ متری زندگی می کردند. پدر خانواده معتاد به شیشه بوده و خبری ازش نداشتند.

مادر، که آثار آزار و اذیت های شوهر روی بدنش نمایان بود، می گفت:
-«پسرم ده ماهشه، شیرخشک نداره، خودم هم شیر ندارم بهش بدم…»

شناسایی محله حصار امیر پاکدشت


گزارش شناسایی محله حصار امیر – پاکدشت تهران:

سنگینی کیسه زباله روی دوش دخترک ،بار بزرگی بر غم هایم افزود..
او یاد گرفته به هر کسی اعتماد نکند چون گرگهای درلباس بره منتظر شکارند. به سختی اعتماد کرد تا خانه اش را به امید ثبت نام در یک مدرسه به ما نشان دهد..
چه خانه ای و چه امیدی…!
خرابه ای با یک سقف برای هفت نفر و دو طفل نان آور …
در تغییر زمانه در عجبم ؛پدر زیر سقف و در آغوش اعتیاد و کودکان در سرما و گرما در میان زباله ها ، پی کاغذی برای فروش….

شناسایی محله حصار امیر پاکدشت


گزارش شناسایی محله حصار امیر – پاکدشت تهران:

در ادامه شناسایی، در انتهای خیابان، دو چهاردیواری ساخته شده بود، با تخته، چوب و آجر.
صاحب یکی از این چهاردیواری ها زن و شوهری هستند که دو فرزند دارند.
پدر خانواده اعتیاد و پسر پنج ساله‌اش مشکل بینایی دارد و بدون عینک نمی‌تواند ببیند و پول خرید عینک را هم ندارند!
همچنین دو سال پیش، هنگام دوّمین زایمان همسرش، پدر مجبور به گرو گذاشتن شناسنامه می‌شود. بعد از دو سال هنوز نتوانستند هزینه بیمارستان را پرداخت کنند تا برای فرزند کوچکشان شناسنامه بگیرند.
چهاردیواری دوم متعلق به خواهر زن است که مطلقه و تمام دارایی‌اش چهار میلیون بود که به خواهر و دامادش می‌دهد تا با آن‌ها زندگی کند. ولی به خاطر اعتیاد خود و دامادشان، تمام پول خرج می‌شود…
وضعیت اسکان این دو خانواده به شدت نابسامان بوده و هیچ یک از وسایل اولیه زندگی و بهداشتی را ندارند.

شناسایی محله حصار امیر پاکدشت


گزارش شناسایی محله حصار امیر – پاکدشت تهران:

خانواده ای ۵ نفره با ۴ فرزند.
پدر خانواده فوت کرده است.
۳ فرزند نوجوان در ضایعات کار می کنند و یکی از پسر ها که اعتیاد داشته، خانه را ترک کرده و کسی از او خبر ندارد.
مادر خانواده مبتلا به سرطان است و علاوه بر هزینه های بسیار بالای درمان سرطان، مجبور به تأمین هزینه ی سنگین تمدید پاسپورت خود و فرزندانش نیز می باشد.

شناسایی محله حصار امیر پاکدشت


گزارش شناسایی محله حصار امیر – پاکدشت تهران:

خانه ای که یک مادر و پسر بیمارش در آن زندگی می کنند.
مادری تنها که شبانه روز از پسرش پرستاری می کند و خانه ای خالی از وسایل که فقط یک تلویزیون و یک تخت دارد که پسر روی آن خوابیده است.
مادر از همسرش جدا شده و پدر نیز بعد از بردن تمامی وسایل منزل، مجدداً ازدواج کرده است.
پسر ۲۵ سال دارد. دو سال پیش، درست یک سال بعد از ازدواجش، سکته کرده و حالا همسرش نیز خانه راترک کرده است .


گزارش شناسایی محله حصار امیر – پاکدشت تهران:

خانواده‌ای بلوچ هستند اما بدون مدرک شناسایی. مادری دارند که با داشتن اعتیاد شدید همسرش برای فرزندانش مادری مهربان و صبور است.
خانه‌ای برای زندگی ندارند ، مغازه‌ای متروکه که قابل زندگی کردن نیست و اجاره‌اش ماهی ۲۵۰ هزار تومان است، تنها سرپناه برای آن‌هاست.
دو برادر با جمع‌آوری ضایعات خرج زندگی را درمی‌آورند. برادر کوچک‌تر هم بازی‌های کودکانه را رها کرده است و به آن‌ها کمک می‌کند.