گزارش اول:

دختری که تا سن پنجاه سالگی، به پای مادر مریضش نشسته.
زینب شیر دختریست که سال های جوانیش را صرف خدمت به مادر و برادرش کرده.
بعد از ازدواج برادرش، با مادر ناشنوا و علیلش در یک اتاق ۴×۳ متری کاه گلی زندگی می کنند. محل خواب، حمام و آشپزخانه همان تک اتاق است.
تنها منبع درآمدشان نیز کمک خیرین است.
دلیل ازدواج نکردنش را پرسیدیم.
گفت: «خدمت به مادر پیر خود را بر هر خواسته ای ترجیح دادم.»

شناسایی سردشت


گزارش دوم:

نداشتن شناسنامه؛مانعی برای برخورداری از ابتدایی ترین حقوق شهروندی!

در این دوره و زمانه، دراین کشور، باور کردنی نیست که خانواده ای ایرانی به دلیل نداشتن شناسنامه از تحصیل، رانندگی، یارانه، دفترچه بیمه و…. محروم بماند.
محمد امین، پدر خانواده، فرد کم درآمدی است که به دلیل نداشتن شناسنامه، اعضای خانواده اش از ابتدایی ترین حقوق خود بی بهره اند.
از تک پسرش در مورد آرزوهایش سؤال کردیم.
می‌گوید: «آرزو دارم همانند سایر هم سن و سال هایم که با همدیگر در یک مدرسه درس می خوانیم، من هم دانش آموز رسمی بودم و کارنامه تحصیلی داشتم.»

در منطقه کانی زرد تا ساوان سردشت، حدوداً بیش از ۵۰ خانوار از داشتن شناسنامه محرومند.

شناسایی محله ساوان سردشت