گزارش اول

این خونه برای یه خانم پیر نازنین بود، با لهجه‌ی قشنگ افغانی، این خونه دوتا اتاقک داشت ولی سقف یکی از اتاقکا ریخته بودو کاملا غیر قابل استفاده بود، خونشون به شدت تاریک بود و مثل بقیه خونه ها بوی رطوبت میداد. تو این خونه حتی یخچال هم نبود! دیگه نبود گاز که جای خود! یکی از پسراش چند وقت پیش به کمک جمعیت امام علی ترک کرده بود اما‌ مثل اینکه پسرش دوباره برگشته به همون منوال.

محله قلعه چهاردانگه


گزارش دوم

از تربت حیدریه آمده اند، پدر خانواده چند سال پیش در اثر حادثه دردناکی فوت کرد و پول اندکی که از کمیته امداد و یارانه می گیرند کفاف زندگیشان را نمی دهد.
ای کاش در این محدوده باران نیاید، سقف خانه ها آب می دهد. اغلب خانه ها آبگرمگن ندارند و برای استحمام در خانه یکی از اهالی باید مسیر طولانی طی کنند. از آب که خبری نیست و وجود یک گاز پیک نیکی کوچک بیرون از خانه که به کپسول به وصل بود حاکی از این بود که از گاز هم خبری نیست!


گزارش سوم

در مجموع یازده نفر تو این خونه زندگی میکردن، یکی از پسرای خونه تصادف کرده بود و تازه از کما دراومده بود اما وضعیتش تعریفی نداشت، خانواده به خاطر این تصادف زیر قرض سنگینی رفته بود. پسر بزرگ خونه تازه کار گیرش اومده بود و وظیفه اصلی تامین مخارج خانواده رو به عهده داشت در حالی که خودش هم صاحب دوتا بچه بود. پدر خانواده سابقه سکته داشت و دچار شکستگی لگن و دنده هم بود و عملا کاری ازش ساخته نبود، یکی دیگه از پسرای خونه هم که کار میکرد قبلا با سنگ فرز دستش اسیب دیده و دیگه نمیتونه از اون دست استفاده کنه، همین موضوع باعث شده که برای پیدا کردن کار با مشکل مواجه بشه، هم برای پسری که بیمارستانه و هم برای پسری که دستش آسیب دیده شکایت کردند اما به هیچ نتیجه ای نرسیدن. در مجموع تو این خونه پسر بزرگتر و یکی دیگه از پسرا کار میکردند و خرج یازده نفرو میدادند.
مادر خونه گریه میکرد که دیگه نمیتونه شیرخشک بگیره واسه نوه هاش و مجبور شدن که اونا رو از شیر بگیرن.از گرما می نالید و می گفت پول پنکه و کولرم ندارن که بخوان بخرن، گفت گاز نداریم، آب شربمون مشکل داره.سقف این خونه رو هم بارون خرابش کرده…

محله قلعه چهاردانگه


گزارش چهارم

بوی رطوبت و نبود هوا باعث شده بود که احساس خفگی داشته باشیم، برای گرم ماندن خانه همه راه های ورود هوا را بسته بودند، اتاق خیلی کوچکی بود که بالغ بر ۱۰ نفر در آن زندگی می کنند. سقف خانه بسیار ناامن بود که اعضای جمعیت سرتاسر سقف را کیسه گرفتند.
یکی از دخترها که وضعیت خانواده را شرح می داد می گفت تا کلاس سوم درس خوانده و شرایط بیشتر درس خواندن را نداشته، ولی دوست داره که ادامه تحصیل بده… خواهرش توی لگن آب جوشی که برق هم داشته افتاد و دستش گوشت اضافه آورده.

محله قلعه چهاردانگه


گزارش پنجم

خونه ای که رفتیم شناسایی از نظر من فاجعه بود، یه جایی بود که ۲تا اتاقک داشت(جدا از هم) وسط این دوتا اتاقک یه سگ با توله هاش خوابیده بودن. تو هر اتاقک یه خانم بود. برای استراحت تو اتاقک اول نمیشد صاف خوابید! باید به خم ترین حالت ممکن آدم خودشو دربیاره تا شاید جا شه، خانمی که تو اون اتاق زندگی میکرد از اعتیاد شدیدی رنج میبرد. تو همون فضای اتاق کلی لباس آلوده و کثیف بود که اراده ای برای جمع شدنشون نبود. اون یکی اتاقم دسته کمی از اتاق اول نداشت با این تفاوت که کمی بزرگتر بود. خانمی که تو این اتاق بود از خواهرش جوان تر به نظر میرسید، داخل اتاق پر از لوازم آرایشی و شیشه های الکلی بود، خانم جوانتر میگفت که شوهرم فوت کرده، از خواهر بزرگتر پرسیدم چرا نمیاین تو اتاق پیش خواهرتون؟ در جواب به من گفت که نمیشه و خواهرم شوهر داره!

محله قلعه چهاردانگه


گزارش ششم

در این قلعه قدیمی ۹ خانواده زندگی میکنند، مصالح خانه ها کاهگل هست و خانه ها ایمنی لازم را ندارند و تا کنون چندین بار سقف بعضی از خانه ها ریخته است. کوچه های محله خاکی می باشد که مشکلات متعددی از جملات تردد سخت در هنگام باران به وجود آورده.
خانه ها فاقد لوله کشی آب بوده و برخی از خانه ها منبع آب دارند و برخی دیگر به صورت دبه ای از یک خانه آب پر میکنند که بابت آن ماهیانه ۵۰ هزارتومان پول آب پرداخت میکنند.
متاسفانه اکثر خانه ها فاقد حمام می باشد و وهالی آن خانه ها مجبورند با شرایط سختی در حیاط خانه استحمام کنن، در سال های گذشته توسط اعضای جمعیت در برخی از خانه حمام درست شده. طبق گفته خود اهالی گاهی اوقات بچه ها تا ۱۰ روز حمام نکرده اند. در زمستان با توجه به سردی هوا، شرایط برای رفتن به حمام بسیار سخت می باشد.

محله قلعه چهاردانگه