تعدادی از ساکنین این کوره (کوره کاردان) باهم نسبت فامیلی داشتند که به دلیل داشتن معضلاتی مشترک و در ارتباط بودن آن‌ها باهم در یک گزارش به آن‌ها اشاره می‌شود. یک خانم میان‌سال دارای اعتیاد با تعدادی از فرزندان خود در این کوره زندگی می‌کند. اتاق این شخص بسیار غیربهداشتی بود. پوست نصفه خورده هندوانه، زباله‌های کف اتاق، مگس و خرگوشی که از پوست هندوانه می‌خورد و در آنجا زندگی می‌کرد؛ همه نشان از بی‌توجهی این خانواده ایرانی به مسئله بهداشت بود. نکته مهم دیگر اعتیاد این شخص بود که خود این موضوع را نفی می‌کرد. از 5 فرزند این خانم یکی از آن‌ها دچار آسیب‌های مغزی مادرزادی بوده و بهزیستی اجازه نگهداری از این کودک را به این خانواده نداده و او را به بهزیستی منتقل کرده بود. این خانم می‌گفت که به من تهمت کودک‌آزاری زده‌اند و فرزندم را از من گرفته‌اند. این مسئله نیاز به بررسی‌های بیشتری دارد تا حقیقت مشخص گردد.

در اتاق دیگری که محل زندگی دختر این خانم به همراه شوهر و فرزند دوساله‌اش بود، (مرد 24 ساله، زن 19 ساله)، هر سه نفر ظاهری بسیار نامرتب و غیربهداشتی داشتند. مثلاً فرزند دوساله آن‌ها با ظاهری بسیار غیربهداشتی و بدون لباس‌زیر در جلوی در اتاق ایستاده بود. وقتی‌که خواستیم وارد خانه شویم اجازه ندادند و گفتند چون خانه تمیز نیست صبر کنید تا آماده‌اش کنیم؛ اما حتی باوجود مرتب کردن سطحی، کف اتاق مملو از زباله و لباس‌های کثیف بود و بوی بسیار بدی نیز حس می‌شد. اتاق بعدی خانه پدر آن آقای 24 ساله بود که با 4 فرزند خود زندگی می‌کرد. مادر این کودکان به دلیل اعتیاد در کمپ بستری بود. این خانواده یک دختر نوجوان 16 ساله داشت که در تابستان‌ها به دلیل نداشتن کولر در فضای بیرون از خانه می‌خوابد و اشاره‌ای غیرمستقیم به ما داشتند که مورد اذیت و آزار قرارگرفته است و شرایط برای دختران جوان اینجا امن نیست؛ که این مسئله با توجه به گفته‌های مسئولین سرای محله نیز نیازمند پیگیری است.