مردی را دیدم که در بالای بام خانه‌ای درحالی‌که زانوهایش را به بغل گرفته نشسته و آسمان را زل میزند…
نمی‌دانم…
شاید در دل دعا می‌کند که شاید معجزه‌ای نازل شود…
در روستایی دورافتاده که برای رسیدن به آن باید کیلومترها جاده خاکی را طی کرد.
روستایی که هنوز از داشتن آب‌لوله‌کشی شده و بسیاری امکانات رفاهی اولیه محروم‌اند…

آیا معجزه‌ای برای آن مرد و خانواده‌اش و تمام اهالی آن منطقه نازل می‌شود؟

ایمان ‌دارم که آری…
اگر تو و تمام زمینیان آسمانی دست در دست هم بدهند با نیروی جسم و روح خود معجزه‌ها از جانب خداوند خلق خواهند کرد…