یلدای من !

یلدای من ای که همچون بلندی شب یلدا بزرگی اشک و آه جانسوزت تا استخوانم نشست تو که سهمت از زندگی دو چشم نابینا شد و پدری معتاد، و فقر و فقر و فقر و من دو چشمان...

اینجا چهار کپر است و …

ماشین هم توان ادامه دادن را ندارد... آمپر ماشین بالا آمده و ناگزیر کولر را خاموش می کنیم. دمای هوا پنجاه درجه را رد کرده و مسیر دیگر برای ماشین مناسب نیست. بعد از ده دقیقه پیاده...

دلم می سوزد …

دلم میسوزد از گرمای وجودت دلم میسوزد از تشنگی لب هایت دلم میسوزد برای حال و احوالت مرا برای بی رحمی های که در حقت شده ببخش کمترین خواسته ات آبی بود که قابل خوردن باشد یا حتی چیزی...

جغرافیای فقر ایران (سیستان و بلوچستان-۱)

در هفدهمین آیین کوچه گردان عاشق در سال 1395 تیم اعزامی جمعیت امام علی (ع) شناسایی های خود را در روستای گَزّو در شهر خاش، زادگاهِ حمیدرضا گنگوزهی، معلم فداکار، روستای روتک در نقطه...

پشت دیوارهای آجری …

وارد محله که می شوی، چیز عجیبی نمیبینی، بنظرت همه چی خوب و آرومه، خونه ها و کوچه ها، خیلی غریب بنظر نمییان، بافت شهری داره محله، خیلی شبیه حاشیه هایی ک دیدی و...

شکستن سکوت ظلم

گفتند اگر درد را دیدی و سکوت کردی، دیدی و فریاد نزدی، آن وقت است که نقش کمرنگ تو پررنگ تر از هر نقش دیگری می شود که تو خودِ ظلمی!... پس می نویسم: جایی خوانده...

اصلا می شود مگر؟

می گوید آمده بودند کنتور را ببرند چون قبض را نداده بودیم...میگوید انقدر ترسیدم که قندم بالا رفت محمد انقدر گریه کرده بود که آخرش راضی شدند کنتور را نبرند ... میگوید مادر بچه‌ها توی 22...

چه واژه ی غریبی ست کودک

کودک اول ۱۲ساله :مصرف مرفين ؛ کودک دوم ۳ساله :مصرف تریاک ! چه واژه ی غریبی ست کودک. .بس شرمسارم از نقاشی های رنگی رنگيت ؛از لبخندت در تلاطم زندگی ... در کدام بخش زندگی خفته بودیم که...

حاشیه ایی نزدیک به شهر …

نام کوره را شاید شنیده ایم!! رمز و راز و غریبی و گرمای طاقت فرسا ؛تاول دستها ؛ روح مردگی در مردمان اینجا موج می زند ...کودک و خشت زنی و بازی !چه پیوند دوری! قلم هر...