جواد

جواد فقط پانزده سالش بود. هم درس میخواند و هم برای تامین مخارج زندگی پا به پای پدرش کار میکرد. جواد یک روز متوجه میشود که خواهرش با پسری ربطه دارد و از قضا آن پسر از دوستان خانوادگی آنها بوده است. پس از اطلاع از جریان رابطه، جواد دایی خود را در جریان می‌گذارد و با مشورت او قرار می‌شود که با پسر صحبت کنند. با او در پارک قرار میگذارند و شروع به صحبت می کنند که این صحبت کم کم به نزاع تبدیل می شود و درگیری صورت می گیرد. دایی جواد با تحریک کلامی و غیرتی کردن، او را تشویق به ضرب شتم می کند و چاقویی را که با خود حمل میکرد به او می دهد. جواد که به شدت ناراحت و عصبانی بوده در آن حال غیر طبیعی خود، چاقو را  گرفته و ضربه ای به یکی از نقاط حیاتی بدن ( قفسه سینه ) میزند. با دخالت مردم این درگیری با مسدومیت شدید مقتول خاتمه میابد و او بخاطر شدت جراحات وارده متاسفانه فوت میکند و خانواده ای داغدار می‌شود.  پلیس از راه رسیده جواد و داییش را دستگیر میکند.
اکنون خانواده مقتول تقاضای وجه المصالحه ۱۵۰ میلیون تومانی برای بخشش جواد داشته‌اند، که ۱۱۰ میلیون تامین شده و فقط ۴۰ میلیون از آن باقی مانده است.
جواد سخت پشیمان است و  یاری شما را طلب میکند.

مبلغ وجه الرضایه مورد نیاز برای رضایت و آزادی جواد تامین شد. از همه شما عزیزان صمیمانه سپاسگزاریم. 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.