حاشیه نشینی و بزهکاری

حاشیه نشینی و بزهکاری

منبع: حاشیه نشینی و معضل بیکاری نوشته نادر حاتمی

حاشیه نشینی پدیده‌ای است که می‌تواند جامع همه مفاهیم و اَشکال پدیده فقر باشد. حاشیه نشینی را باید پدیده‌ای خاص، منحصر به فرد و دارای شناسنامه حیاتی مجزا دانست که برآیندی از تمام نابرابری‌هاست که در دو جهت قطب اقتصادی و اجتماعی شهری و روستایی به ویژه کشور‌های در حال توسعه به وقوع پیوسته‌است. حاشیه‌ها را می‌توان به اشکال مختلف مطالعه کرد. از یک دیدگاهی نظام طبقاتی حاشیه‌ها را به دو طبقه فرادست و فرودست می‌توان تقسیم کرد که هر کدام از این طبقات دارای یک قشر حاشیه‌ای نیز هست. خود قشر حاشیه‌ای را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد: یکی قشر حاشیه‌ای درونی و دیگری قشر حاشیه‌ای بیرونی.

فقر منطقه‌ای خود دارای تبعاتی است که یکی از آن‌ها، بی‌توجهی ارگان‌ها به وضع ساکنین حاشیه‌نشین می‌باشد و این بی‌توجهی تنها خاص ارگان امنیتی نیست بلکه شامل تمام ارگان‌ها است.

شایع ترین نوع واکنش مردم حاشیه‌نشین واکنشی است که آن را می‌توان در شکل دیالکتیک طبقاتی تحت عنوان دیالکتیک جبرانی طبقه‌بندی کرد. به علت فشار اقتصادی و روحی بالا به افراد حاشیه‌نشین و تحمل درد و رنج و محرومیت زیاد، کرخت می‌شوند و قادر به انجام کاری نیستند؛ بنابراین دچار عصیان می‌شوند و این عصیان به شکل بغض اجتماعی درمی‌آید. این بغض می‌تواند تبدیل به دیالکتیک جبرانی شود یعنی تبدیل به جرم، یا تبدیل به دیالکتیک مفلوج مثل رشوه‌گیری، اعتیاد، خودکشی و… یا تبدیل به دیالکتیک قطبی مثل جنبش‌ها و عملیات چریکی و انقلابات.

بین میزان بزهکاری و حاشیه‌نشینی رابطه‌ای مستقیم وجود دارد. از آنجا که بسیاری از مطالعات علل وقوع و رشد بزهکاری را در نابه‌سامانی و فقر اقتصادی و ناهنجاری‌های اجتماعی و گسست‌های فرهنگی و هویتی تحلیل می‌کنند؛ بنابراین می‌توان جوانان متعلق به نواحی شهر و بالاخص حاشیه شهری را مستعد بزهکاری و جرم دانست.

 

 

 

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.