کودک آزاری در کرمان

بعد از مدت ها به خانه ایرانی آمد
آرام است و گوشه‌گیر شده
همان کسی که خانه را روی سرش می‌گذاشت.
پرس‌وجو که می‌کنیم مشخص می‌شود
پدر جهنمی ساخته برایش به نام خانه…
و او که نوجوان است از این جهنم فراری، به خانه نمی‌رود، دست به دامن اقوام شده و شب‌ها در میدان تره‌بار کار می‌کند
اما برادر کوچکترش، ناچار به تحمل نوازش پدر است!و دست نوازش پدر که هر روز بر جان پسر شش ساله‌اش می‌نشیند
هر روز کبودی جدیدی بر صورت زیبایش پدید می‌آورد…
امروز چشمش از زور تورم باز نمی‌شود
تورم ناشی از کتک‌های پدرش با سگک کمربند…

این است گوشه کوچکی از مصائب کودکان ساکن حاشیه شهر کرمان!

۰ پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *