در میخانه ببستند خدا را مپسند/ که در خانه تزویر و ریا بگشایند
در میخانه ببستند خدا را مپسند که در خانه تزویر و ریا بگشایند
انحصار طلبی استبداد دینی تنها شامل منابع امروز مملکت نیست. بلکه هر فرد و شخصیتی را که در تاریخ و گذشته در دل ایرانیان جایگاه و پایگاهی داشـته را به خـود منحصر میداند و میخواهد تک صدایی را با قرائتی به آن صورت که او میپسندد و در حقیقت بقای او را تضمین میکند، دوام بخشد. یکی از مظلومترین این شخصیتها هم علی(ع) است که در هر برههای با سلیقه حاکمان قرائتهای رنگ به رنگ شده اسـت و در نهایت چهرهای از این امام شیعیان ساخته شده که کم کم بخش زیادی از مردمان سـابقا دیندار عطایش را به لقایش بخشـیده و چون بسیاری دیگر از نمادهای دینی بصورت کامل آن را به کناری مینهند. در حکم دادگاه جمعیت امـام علی(ع) صادره توسط قاضی دادسرای بهشتی، سلمان پورمریدی، که رونویسی پر از غلط املایی از مقالات مغالطهبازانه کیهانیون است، این موضوع به صورت کامل عیان است که مهمترین ترس حاکمیت از سازمانی مانند جمعیت امام علی(ع)، محبوبیت یافتن قرائت این جمعیت از امام علی(ع) و جلوه بیشـتر قلب ماهیتی اسـت که فرقه حاکم به نام دین در جامعه به سرنیزه میخواهد بنشاند.
امروز روز شهادت علی(ع) و سالگرد برگزاری آیین کوچه گردان عاشق است که ۲۳ سال بصورت رسمی و بعد از آن بصورت خودجوش همه ساله در شهرهای مختلف برگزار میشود و از جمله آیینهایی است که در دلایل انحلال جمعیت امام علی(ع) آن را بدیلسازی برای عزاداری و گرفتن مراسم احیا به سبک مداحان دربار ولایت دانستهاند. همانطور که بیانیه جمعیت امام علی در آبان ماه که سراسر نقل قول و برگرفته از نامه امام علی(ع) به مالک اشتر بود سرمنشأ فشارهای امنیتی فراوان بر جمعیت و اعضای آن بود و مدام در بازجوییها و جلسات شبه بازجویی در وزارت کشور عنوان میشد که قرار نیست هر مطلب و نقل قولی از امام علی(ع) در مقابل عموم جامعه بیان شود، که خوشبحتانه فایل ضبط شده یکی از این جلسات هم موجود است، یا در جایی موسس جمعیت به دلیل این که حضرت علی(ع) را بالاتر از رهبر ایران دانسته مواخذه شده و مورد عتاب قرار میگیرد که منظور از بالاتر از ایشان چیست؟
سوال اینجاست؛ کوچه گردان عاشق چرا توانسته بود دلهای بسیاری از جوانان حتی از نوع غیر دینی را جذب کند و آنقدر محبوبیت پیدا کند که حتی بسیاری از ارگانهای حکومتی بخواهند کپی شبه دولتی چون “همای رحمت” و نظایر آن را اجرا کنند و مقامات کشوری برای خوش رقصی در نزد آنان که خود را منتسب و گاه بالاتر از علی(ع) میدانند، عکسها و فیلمهای آن را به نام خود ارائه دهند؟
کوچه گردان عاشق شب قدری بود برای قدر گذاشتن به آنان که نه دست زمانه، که یزید و معاویه زمانه بیقدرشان کرده بودند و زیر سنگینی بار زندگی، کمرهایشان شکسته بود و بارها فریاد یا علی و بک یا اللهشان در هیاهوی وهنآلود دهلیزهای سیاست گم شده بود. آنان که در جواب یا علی و تقاضای یک کار عادلانه و یک زندگی شرافتمندانه در این خاک گهرخیز، دستانشان در دستان تریاک و هرویین و کراک و شیشه گذاشته میشد و زندگیهای سوخته کودکان سرزمینمان در پای منقلهای آرزوسوزی “برای یک زندگی معمولی” رقم میخورد. آتش کوچه گردان عاشق از آه نفسگیر زنان مظلوم و کودکان گرسنه شهرها دم میگرفت و بر جانهای آگاه و دلهای بیدار شعله میزد و هزاران سوال بیجواب را از مدعیان علیمداری به میدان میآورد که قطعاً سلاح فریب و انکار نمیتوانست با آن هماورد شود. اینها دیگر مداحیهای بیاساس ۱۴۰۰ سال قبل و روایتهای طنزگونه مرفهان بیدرد با دین نبود که عقل سلیم از شنیدنشان مشمئز میشود، بلکه چشمان بیسو شده دخترکی تکیده بود از گرسنگی که هر مجازی را پرده میدرید و حقیقت عریان را بر گوشهای بیحیای پردهنشینان دینی سیلی میزد. آری، هیچ فریادی از این خواب شکنتر و رعب آورتر نیست که حاکمان مست زر و زور ببینند جمعی بدون دسترسی به منابع ثروت و قدرت، فریادرسان کودکی شدهاند که حقش در جیب آنهاست. این علیِ دوست داشتنی ما بود. علیای که به دنبال حق آن کودکان کوچه به کوچه گشت و آنقدر فریاد زد تا در شب قدری با شمشیر سپاه تاریکی ضربت خورد.
آری این امام علی(ع) از آنها دور بود و اما چون در دل مردم جای داشت بدلهای زیادی برایش ساخته شد تا اگر کسی هوس تکرار آن حال و هوا را کرد و خواست یک روز تجربهای از جنس علی داشته باشد نسخه بدلی معاویهای آن در دسترس باشد و آمدند گفتند که آن جمع مدعی علی(ع) که برای انسان گرد آمده بودند و فرزند انسان را پاس میداشتند و از دردهای کودکان میگفتند، آن شبها به دنبال کشیدن همسایگان به خانه بودند و میخواستند نژاد پاک آریایی ریشه در خاک را با کیسه غذایی از این سرزمین برکنند و بیگانگان را با کیسه غذایی جایگزین کنند. با نام دوازده امام تمرین جایگزینی راه انداختند و از فرزندان امام علی(ع) شروع کردند تا به امام هفتم و هشتم و امام رضاییها و… رسید و پولهای کلان از بیتالمال ریختند و در میانه صحنه فقر و نداری مردم فیلمهای حماسه حضور هالیوودی چون مرد عنکبوتی گرفتند که یک تنه همه را نجات میداد اما “أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنْكَبُوتِ”.
پِرومِتهای که آتش را به دست انسان میدهد و نفرین این رنج را بر جانش میخرد، علی که شکم از نان حرام انباشت نکرده و از آه یتیم میلرزد و اشک بر چشمش مینشاند از این صحنه حذف شده بود، این آتشدان را آتشی نبود. شوق بازیگری در فیلمهای عنکبوتی که فرو نشست نه از تاک نشانی ماند و نه از تاکنشان. نه حال و حوصله زانو زدن و پاک کردن اشک کودکی ماند و نه در ته سفرههای تاراج زده توسط چشمان گرسنه و شکمهای سیریناپذیر حراماندوز، نان خشکی ماند که زن سرپرست خانواری بتواند در اشک چشمانش خیس کند و به دهان فرزندان گرسنهاش بگذارد. اما روایتهای گرسنگی جمعیت که با هزاران ترفند کثیف کیهانصِـفَـتانه از آرشیوهای جمعیت با دقت و حوصله پاک شده بود، در دل اعضای آن زیست میکند و هر کوچه گردان بر دل ریشِ اعضای روزهدار از روزمرگیها، نمکِ سوختنی دوباره میپاشد. داستان مادری که میگفت همسایهها برای مرغ و خروسها نان خُرد میکنند و شب هنگام یواشکی به سراغ قفس آنها میرود و نانها را از کاسهها خالی میکند و برای فرزندانش که در خانه از گرسنگی میگریند، میآورد. روایت کودکان نعمتآباد وقتی که قوطی شیرینی اعضا روی زمین خاکآلود چپ شد. کودکان خم شده بودند خوردههای شیرینی را روی خاک میلیسیدند. روایت آن کودکی که تکرار واژه “گشنمه، گشنمه” در خانهاش همچون تیک تاک ساعت دیواری با در و دیوار عجین شده بود. روایت موهای خرمایی شکسته دخترکان بلوچ روستای محمد دوست، روایت… و میگفتیم “قصهها فراتر از کیسههاست”. قصهها میمانند و زندگی میکنند و با خدعه بازیگران سیاهی از روی صفحات سخت حذف میشود اما سختی عقوبت آنهایی که این قصهها را برای مردم سرزمین ما ساختهاند را نخواهد کاست. درب خانه عاشقی را بر ما بستید و حسرت خندههای زیبای کودکان را بر دلمان گذاشتید اما بازیهای ریاکارانه و قلبگرانهتان یکی پس از دیگری رنگ باخت. نفرین و آه گرسنگان تا ابد بر شما روسیاهان که نام علی(ع) را نشان جوانمردی و عیاری و مهر بود دراین سرزمین با قتل و جنایت و دزدی برای همگان تلخ کردید.
نفرین علی بر شما باد تا ابد…
از هم اکنون داوطلب خانه ایرانی شهرری شوید
شما هم تمایل دارید با خانه ایرانی شهرری همکاری نمایید؟
برای همکاری با خانه ایرانی شهرری می توانید هم اکنون فرم داوطلبی را پر کنید. همچنین در صورت تمایل می توانید با روابط عمومی خانه ایرانی شهرری به شماره 09193707783 تماس بگیرید.
آدرس خانه ایرانی نفر آباد: شهرری، نفرآباد، میدان سلمان فارسی، کنار پارک ستاره، خیابان ارم، بن بست دوم (روبروی شیرازی ها سمت راست)، پلاک ۱ (در سمت راست)، خانه ایرانی نفر آباد شهرری
آدرس خانه ایرانی قلعه گبری: شهررى، شهرک علائین، خیابان مصطفی خمینی، کوچه ولیعصر، کوچه هرمز، پلاک ۵، خانه ایرانی قلعه گبری شهرری