عدالت آموزشی؛ ترفیع تمام و کمال نابرابری!

عدالت آموزشی

عدالت آموزشی در مفهوم عام را می‌توان برابری دسترسی تمام اقشار جامعه صرف نظر از تفاوت‌هایشان به سیستم آموزش و پرورش و کسب دانش و آگاهی تعریف نمود. از آن جایی که دانش و آگاهی سکوی رفیع ارتقای فرهنگ و بینش انسان‌هاست و دستیابی صحیح نظام انسانی به آن موجب هم‌سویی همه‌جانبه به سمت اهداف متعالی می‌شود، می‌توان انتظار داشت که به دنبال ایجاد فرصت‌های برابر در زمینه‌ی آموزش، شاهد بالندگی فکری، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی در جامعه خواهیم بود.

امروزه این تعاریف و اهداف پویا و پیشبرنده در سایه‌ی تبعیض و شکاف طبقاتی گسترده به سرعت رنگ می‌بازد و در ادامه ما را با آمار تکان‌دهنده‌ی بازماندگان از تحصیل، کلاس‌های درس کاهگلی یا کپری با حداقل امکانات در مناطق محروم، حوادث دلخراش به علت ایمن نبودن کلاس‌های درس و دلهره‌ی دائمی محصلین برخی مناطق و موارد بی‌شمار مشابه روبه رو می‌کند.

چنانچه امروزه و با شرایط حاکم بر جامعه تحصیل در مقاطع عالی برای برخی اقشار که زمانی آمال خود را در گرو تلاش و علم اندوزی میدیدند، بیشتر شبیه به رویا شده است.

این مفهوم سازنده و پیشگام گرچه رو به زوال رفته است اما دستیابی به آن چندان دشوار نیست.

اگر به تمام افراد یک جامعه نگاه برابر داشت، می‌توان اختلافات فاحش امکانات آموزشی روستاهای محروم را به حد قابل قبول رساند، از نیروهای مجرب و کارآزموده‌ی تجمع یافته در کلان شهرها به روستاها تزریق نمود، با اختصاص مجموعه‌های آموزشی خاص امکان بازگشت به تحصیل افراد بازمانده را فراهم کرد و در مناطقی با بضاعت مالی پایین اقدام به فراهم سازی اسباب تحصیل به صورت رایگان کرد.

از آنجایی که اقدامات ذکر شده نیازمند تغییرات اساسی در ساختار آموزش و پروش است اما با توجه به بحران‌های اقتصادی پی در پی نمی‌توان به انتظار نشست؛ چرا که هر یک از افراد جامعه می‌تواند به نوبه‌ی خود مانع از ترک تحصیل کودکی باشد که سرمایه‌ی جامعه محسوب می‌شود.
با همسویی جامعه شاید نتوان تغییر بنیادینی در قالب اجرای عدالت آموزشی اعمال کرد اما می‌توان در حد توان به دست‌های خالی اما پر امید، مسیر رسیدن به فرداهای بهتر را هدیه داد.

 

۰ پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.