مطالب توسط نیما مختاریان

کاهنده ی آزار کودک یا افزاینده ی آن

در واکنش به واکنش : کاهنده ی آزار کودک یا افزاینده ی آن؟ اگر خواستی کمکم کنی،مرا بشناس و اگر نه سعی کن مرا نشناسی، نیاز هایم را،توانم را،نقاط قوت و ضعفم را،سعی کن نشناسی و آن گاه می توانی موجبات آزارم را فراهم کنی.لازم نیست با چکش دندانم را بشکنی یا با چسب داغ […]

جوابیه جمعیت امام علی به اکاذیب منتشر شده در سایت جام نیوز

نهان گشت کردار فرزانگان پراکنده شد نام دیوانگان هنر خوار شد جادویی ارجمند نهان راستی آشکارا گزند   نه ما از روزگار فردوسی با جزئیات کامل آگاهیم و نه او از روزگار ما آگاه بوده است؛ اما به جرأت می توانیم بگوییم سخن این حکیم خردمند، وصف حال ایام ماست. اوضاع به قراری شده که […]

خانه ایرانی سعدی

قصه‌ی شهر رویایی‌شان را برای دیوارها می‌گویند… در خیابان میرزای شیرازی توسط کودکان جمعیت امام علی(ع) با همکاری شهرداری شیراز برگزاری کارگاه مهارت‌های زندگی برای دختران جمعیت امام علی شیراز در خانه ایرانی سعدی

گزارش ایسنا از نشست حقوق مهاجرین در ایران

?به گزارش ایسنا از نشست حقوق مهاجرین در ایران، رویا منوچهری فعال اجتماعی و عضو جمعیت امام علی (ع) در این نشست گفت: ابتدا ارتباط با این کودکان و خانواده‌های آنان و راضی کردنشان به درس خواندن به ویژه در میان دختران با دشواری‌های فراوان روبه‌رو بود؛ زیرا تحصیل دختران را نوعی «تابو» می‌دانستند. در […]

نوزدهمین کوچه گردان عاشق

کوچه گردان عاشق، نخستین و قدیمی ترین طرح جمعیت مستقل امداد دانشجویی – مردمی امام علی (ع) است که از سال ۱۳۷۸ تا کنون بی‌وقفه برگزار گردیده و با گذشت بیش از ۱۹ سال سعی دارد عبادتی اجتماعی را – در کنار عبادات فردی – در شب های قدر و به خصوص ایام شهادت مولا […]

گزارش مالی جمعیت امام علی در زلزله کرمانشاه

گزارش مالی جمعیت امام علی در زلزله کرمانشاه تا ساعت ۲۴ روز ۱۱ اردیبهشت ۹۷ از لحظه وقوع زلزله تا کنون مبلغ ۳ میلیارد و ۸۳ میلیون و ۸۹۸ هزار و ۵۰ تومان از طرف شما خیرین عزیز به جمعیت امام علی جهت امدادرسانی به زلزله زدگان غرب کشور کمک شده است. گزارش هزینه‌کرد این […]

سفر به گذشته در امتداد رود سيمره

?رود سيمره سمت چپمان در جريان بود و ما پيچ‌وخم‌های جاده را يكی پس از ديگری از سر می‌گذرانديم. مسافت زيادی را از آخرين خانه و خيابان و كوچه كه ديده بوديم آمده بوديم. حدود ٤٥ كيلومتری می‌شد كه ماشين راهنمای جلويی ما به جاده‌ای كه بيشتر به كوره راه می‌مانست پيچاند. دو كليومتر كه از […]

در کرمانشاه چه میگذرد؟

امشب خاله خانه رو پر دود کرده بود. مثل هر شب منو فرستاد که برای مصرف صبحش مواد بخرم. دیگه طاقت تحمل این وضعیتو نداشتم. ازخانه بیرون زدم به سمت خانه عمه. اونو زینب دنبالم آمدن. خاله میگه منو دوست داره نمیگذاره از پیشش برم. میگه برو گدایی که پول موادمو تامین کنی. میگه تو […]