ردای انسانیت بر قامت هنر

به مناسبت روز جهانی هنرمند

انسان در دنیای هنر همواره کوشیده تا پا جای پای آفریدگار بگذارد و خالق باشد. خلقت او گاه در یک پرده نقاشی، صحنه نمایش، قطعه موسیقی و گاه بر تندیسی بی نظیر یا فیلمی ماندگار به ظهور می‌رسد. انسان هنرمند خالق بودن را همواره از آفریدگاری وام گرفته که هر سو بنگرد نشانی از او را خواهد دید. هنرمندان چارچوبهای روزمره و تکراری زندگی را به کناری نهاده و نگاهی خارج از محدودیتها و قواعد به جهان خود دارند. گاهی اما هنر انسان در جایی متجلی می شود که او خلیفه اللهی خود بر زمین را تبدیل به اثری ماندگار می کند. اثری به یاد ماندنی و جاودان. گاهی هنر انسان، در دنیایی که رنگ و ریا و سیاهی بر هر چیزی غلبه پیدا کرده، انسان ماندن و اصول انسانیت را یادآور شدن است.
حالا که روز جهانی هنرمند است، شاید بهانه خوبی باشد که بخواهیم آثار یک هنرمند را مرور کنیم. هنرمندی که روزگاری نامش در دنیای نمایش این مرز و بوم پر آوازه تر از آن بود که از یک جوان بیست و چند ساله انتظار می رفت. بزرگان به تماشای آثارش می‌نشستند و تحسین در چشم تماشاچیان نمایشهایی که شارمین میمندی نژاد نویسنده و کارگردان آنها بود موج می‌زد. قلم شگفت انگیز او که کلمات و تعابیر و استعارات را کنار هم می گذاشت تا اثری ماندگار خلق کند، راهی جز تحسین و شگفتی برای خواننده باقی نمی‌گذاشت. جوان بود و با سرعت پله های شهرت و ترقی و پیشرفت را طی می کرد. اما نگاه او به سوی دیگری بود. سویی که ردی از وسوسه شهرت در آن نبود.
صحنه تئاتر را با همه حلاوت و شیرینی شهرت روزافزونش برای اهل آن گذاشت و راهی حاشیه شهر شد تا اشکی از چهره ای پاک کند و لبخند بر چهره ای بنشاند. چه کم داشت این اثر هنری از تمام آثار فاخر دنیا؟ چه کم دارد خلق یک لبخند حقیقی از خلق اثری که بر دیوار یک گالری جهان را به تحسین وامیدارد. در کوچه های تاریک و شبزده شهر خبری از کف زدنهای مکرر و ایستادن پر تحسین تماشاچیان نبود. اما قلب او انگار راضی تر بود به حضور در صحنه حقیقی زندگی و نوشتن داستانی به غایت زیبا از تابانیدن نور بر تن زخمی کوچه های دودزده شهر.
شارمین به دل کوچه ها زد تا هنر انسان بودن را نمایندگی کند. هنر خالق لبخند کودکی بودن، هنر نجات انسانی از قعر فراموشی، هنر بلند کردن دست کودکی فراموش شده که قهرمانی را زیر زبان مزمزه می کند. جماعتی به لطف نفس او زندگی را هنری یافته اند که جاودانگی آن در نگاه پر مهر کودکان رنج دیده این شهر است.
حالا جمعیت امام علی یک اثر ماندگار است در زندگی هنری و هنرمندانه شارمین میمندی نژاد که می توانست نویسنده و کارگردان تئاتر باقی بماند. اما نماند. او بلندتر پرواز کرد تا شهر را تبدیل به صحنه ماندگار اثر هنری خود کند. صحنه ای که «پیوسته به جاست» و نغمه ماندگار آن عشق است و انسانیت. بیایید روز هنرمند را به او تبریک بگوییم. او که معلمی است هنرمند که هنر عاشقی و انسانیت را به ما آموخت.
۰ پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.