جمعیت امام علی
  • خانه
  • درباره ما
    • تاریخچه و فعالیت‌ها
    • منشور اخلاقی
    • ماموریت و اهداف
    • اساسنامه
    • ساختار سازمانی
    • شارمین میمندی‌نژاد مؤسس جمعیت امام علی
    • زهرا رحیمی مدیر عامل جمعیت امام علی
    • کمیته‌های جمعیت امام علی
    • سوالات متداول
  • خانه‌های ایرانی
    • خانه‌های علم
    • خانه‌های اشتغال
    • خانه هنر
    • باشگاه هواداران
    • خانه درمان
    • آدرس خانه‌های ایرانی
  • طرح‌ها
    • آیین کوچه گردان عاشق
    • آیین هفت‌ سین برکت
    • آیین کعبه کریمان
    • آیین طفلان مسلم
    • آیین صفای سعی
    • آیین شام عیاران
    • آیین یلدا در کوچه‌‌های فقر
    • باشگاه ورزشی پرشین
    • طرح از مهر بگو
    • جشنواره بوی عیدی
  • سمینارها
    • همایش سیل
    • سمینار تخصصی اعتیاد کودکان و نوجوانان
    • سمینار تخصصی کودکان کار
    • سمینار ازدواج کودک
    • سمینار کودک آزاری
  • رسانه
    • اخبار
    • یادداشت‌ها
    • نشریات
  • حمایت مالی
    • حمایت مالی
    • گزارش حسابرسی
    • حامیان
  • فرم عضویت داوطلبان
  • تماس با ما
  • EN
  • Menu
  • معرفی خانه ایرانی شهرری
  • معضلات شهرری
  • معرفی تیم های خانه ایرانی شهرری
  • تماس با خانه ایرانی شهرری

خانه ایرانی شهرری

در سال 1389 خانه ایرانی شهرری به عنوان جنوبی‌ترین خانه ایرانی جمعیت امداد دانشجویی مردمی امام علی (ع) در شهر تهران فعالیت خود را آغاز نمود. با توجه به نیاز منطقه و همچنین شناسایی تعداد زیادی از کودکان کار و محروم از تحصیل تصمیم بر آن شد که از ابتدای سال 1393 خانه ایرانی شهر ری اولویت کار خود را برای کودکان محروم از تحصیل و کودکان کار و خیابان بگذارد.

گستره جغرافیایی فعالیت

به دلیل متمرکز نبودن معضلات اجتماعی شهر ری در یک محله، اعضای داوطلب خانه ایرانی شهر ری با توجه به لزوم شناخت جنس معضلات، اولویت فعالیت خود را بر روی مناطق 13 آبان، قلعه گبری، امین آباد، قوچ حصار و نفر آباد گذاشته‌اند.

اصلی‌ترین معضلات موجود در محله‌های مذکور

  • مهاجرت غیر قانونی توام با محرومیت
  • اعتیاد
  • کارکودک (کار خیابانی، کار کارگاهی و …)
  • اعتیاد کودکان
  • نداشتن اوراق هویتی
  • محرومیت از تحصیل
  • کودک آزاری
  • حاشیه نشینی

برای عضویت در خانه ایرانی شهر ری، کلیک کنید.

تیم‌های مختلف خانه ایرانی شهر ری

1- تیم آموزش

100 کودک و نوجوان در خانه ایرانی شهرری درس می‌خوانند. 70 نفر از این کودکان، کودکان محروم از تحصیل در مدارس رسمی هستند که از کلاسهای اول دبستان تا هفتم برای این کودکان کلاسهای آموزش درسی برپا شده است. برخی از این کودکان که از سن خود عقب تر هستند، با روش‌های نهضت سوادآموزی در خانه ایرانی شهرری تحصیل می‌کنند. 30 نفر از این کودکان، کودکانی هستند که با حمایت خانه ایرانی شهرری در مدرسه ثبت نام شده‌اند و اکنون در خانه ایرانی شهرری پشتیبانی آموزشی آن‌ها صورت می‌گیرد. روپوش مدرسه، کیف، کفش، لوازم التحریر و تجهیزات کمک آموزشی توسط خیرین مردمی برای کودکان و نوجوانان خانه ایرانی شهرری تامین می‌گردد.

2- تیم بهداشت و درمان

در تیم بهداشت و درمان مواردی همچون پیگیری‌های بهداشت فردی کودکان، برگزاری کارگاه‌های آموزش بهداشت فردی (همچون آموزش مسواک زدن، اهمیت حمام رفتن و …)، غربالگری سلامت و پیگیری‌های موارد درمانی (پزشک عمومی در محل، مراجعه به پزشک متخصص و مراجعه به آزمایشگاه)، تکمیل واکسن‌های کودکان، تشکیل پرونده بهداشتی و پزشکی، غربالگری دندانپزشکی، مراجعه به دندانپزشک و برنامه‌ریزی تغذیه صورت می‌گیرد.

تیم درمان شهر ری تیم درمان شهر ری تیم درمان شهر ری

3- تیم روابط عمومی

فعالیت‌های این تیم در راستای اطلاع‌رسانی فعالیت‌ها و دستاوردهای خانه ایرانی شهرری، جذب عضو و تامین مشارکت‌های مالی مردمی می‌باشد.

4- تیم شناسایی

تیم شناسایی برای شناخت بهتر منطقه فعالیت خود و جمع آوری اطلاعات دقیقتر در ارتباط با معضلات و آسیب‌های منطقه فعالیت می‌نماید.

5- تیم مادرانه

با توجه به نقش محوری مادران و زنان در شکل‌‌گیری بنیان خانواده و رشد و تربیت فرزندان، تیم مادرانه خانه ایرانی شهر ری با هدف بررسی معضلات زنان و مادران شهرری و در ادامه تلاش هرچه بیشتر برای ایجاد تسهیلات و رفع معضلات، توسعه و ارتقای سطح بهداشت فردی و خانوادگی و ایجاد بسترهای مناسب کسب و کار برای زنان تشکیل گردیده است. به طور کلی 75 زن تحت حمایت خانه ایرانی شهرری هستند. از جمله خدمات این تیم اهدای شیرخشک به نوزادان، برگزاری کلاس‌های نهضت سوادآموزی برای مادران، پشتیبانی و پیگیری مادران برای انجام معاینات پزشکی و ارائه‌ی خدمات مشاوره‌ای می‌باشد.

6- تیم مالی

تيم مالي به منظور كنترل و بهينه ­سازي هزينه­ ها و درآمدهاي خانه ایرانی و ارائه گزارشات مربوطه شكل گرفته است. درآمد خانه ايراني شهر ري از طريق كمك­هاي نقدي و غير نقدی بوده است که توسط دانشجویان و اعضای فعال این خانه و همچنین خیرین جذب می‌گردد.

كمك هاي نقدي به سه شيوه انجام مي­شود. خير محترم، مبلغ دلخواه را خود از طريق حساب بانكي  جمعيت امام علي (ع) به شماره:577468/94  بانک ملت حساب جام، شعبه هجرت و یا شماره کارت 6104337770031308 به نام جمعیت امام علی واريز مي­كنند و شماره پيگيري آن را به تيم مالي تحويل مي­دهد (شماره تلفن: 09193707783). روش دیگر آن است كه خير مبلغ نقدی را به مسئول تيم مالي تحويل مي­دهد و در قبال آن فيش پرداخت نقدي دریافت می‌کند. روش دیگر پرداخت از طریق درگاه آنلاین با انتخاب محل هزینه خانه‌ ایرانی شهرری است.

در مورد كمک ­هاي غير نقدي، خيرین با توجه به نياز خانه ايراني و يا خانواده­ ها كمك غيرنقدي خود را به مسئول خانه ايراني تحويل مي­دهند. در كمك­هاي نقدي و غيرنقدي اگر خير منظور خاص (آموزش، غذا، پوشاک، درمان و …) را در نظر گرفته باشد آن مبلغ يا كمك غيرنقدي در همان راستا هزينه و يا استفاده مي­گردد.

7- تیم هنری  

گروه هنری خانه ایرانی شهرری در زمینه‌های مختلفی از قبیل عکاسی، معرق‌کاری، نقاشی، موسیقی، تئاتر، داستان‌خوانی، نمایشنامه‌خوانی و داستان‌نویسی فعالیت می‌نماید. ( با هنرمندان بلوچ بیشتر آشنا شوید و از آثار آن ها دیدن کنید.)

در تیم هنری کارگاه‌هایی در زمینه‌های مختلف برگزار می‌شود تا کودکان هر یک در رشته‌های مورد علاقه خود را بشناسند و براساس استعداد و توانایی‌های خود به هنرآموزی در کلاس‌های مربوطه بپردازند تا در نهایت بتوان شاهد شکوفایی و رشد آنها در رشته های هنری مورد علاقه‌شان بود.

تیم هنر شهر ری

8- تیم ورزش

تیم ورزش خانه ایرانی شهرری از سال 94 آغاز به کار کرده است. این تیم‌ها در قالب تیم‌های پرشین در رده‌های نونهالان تا جوانان فعالیت می‌نماید. تیم‌های ورزشی فعال خانه ایرانی شهرری شامل تیم‌های فوتبال پسران، تیم والیبال دختران و تیم‌های کریکت پسران می‌باشد. همچنین رشته‌های آمادگی جسمانی و دو و میدانی از رشته‌های فعال خانه ایرانی شهرری است.

9- کارآفرینی

با هدف توانمندسازی زنان، خانه اشتغال نورا راه اندازی گردید. محصولات نورا ترکیبی از هنر سوزن دوزی سنتی و طراحی‌های مدرن می‌باشد که توسط زنان سرپرست خانوار و دختران و پسران نوجوان بلوچ ساکن در شهر ری تهران و همچنین دختران و زنان ساکن در روستاهای سیستان و بلوچستان تهیه و تولید می‌گردد. محصولات نورا شامل زیورآلات، کیف، کفش و انواع لباس‌ها در طرح‌های متنوع می‌باشد.

تیم کار آفرینی شهر ری
برای حمایت مالی از خانه ایرانی شهر ری کلیک کنید.

گالری عکس نوبین

پس از برگزاری کلاس عکاسی برای نوجوانان خانه ایرانی شهرری، بر آن شدیم تا با برگزاری نمایشگاه عکس نوبین، تعدادی از آثار منتخب هنرآموزان این کلاس را به نمایش عموم بگذاریم. از همین رو در تاریخ 15 الی 21 مهر 97 نمایشگاه عکاسی نوبین در محل خانه هنر جمعیت امام علی (ع) برگزار گردید که خوشبختانه مورد توجه علاقه مندان، دانشجویان و اساتید محترم این رشته قرار گرفت.

گالری نقاشی

به منظور نمایش آثار منتخب از هنر نقاشی کودکان خانه ایرانی شهرری با همکاری گالری 26 فرمانیه نمایشگاهی از تاریخ 28 الی 31 خرداد در محل گالری مذکور برگزار گردید که ضمن معرفی و بازدید علاقه‌مندان از این نمایشگاه تعدادی از آثار کودکان هنرمند فروخته شده و عواید به ایشان تعلق گرفت.

گالری نقاشی شهرری

گالری عکس نوبین

پس از برگزاری کلاس عکاسی برای نوجوانان خانه ایرانی شهرری، بر آن شدیم تا با برگزاری نمایشگاه عکس نوبین، تعدادی از آثار منتخب هنرآموزان این کلاس را به نمایش عموم بگذاریم. از همین رو در تاریخ 15 الی 21 مهر 97 نمایشگاه عکاسی نوبین در محل خانه هنر جمعیت امام علی (ع) برگزار گردید که خوشبختانه مورد توجه علاقه مندان، دانشجویان و اساتید محترم این رشته قرار گرفت.

گالری نقاشی

به منظور نمایش آثار منتخب از هنر نقاشی کودکان خانه ایرانی شهرری با همکاری گالری 26 فرمانیه نمایشگاهی از تاریخ 28 الی 31 خرداد در محل گالری مذکور برگزار گردید که ضمن معرفی و بازدید علاقه‌مندان از این نمایشگاه تعدادی از آثار کودکان هنرمند فروخته شده و عواید به ایشان تعلق گرفت.

گالری نقاشی شهرری

برگزاری نشست کودک مردگی در سکونتگاه‌های غیررسمی

اسفند ۹۷ در حادثه‌ای تلخ، باران به جای بهار، آوار را به سقف خانه‌ای نشاند و دو کودک را به کام مرگ کشید. خانه‌ای که اگرهای بسیاری داشت. اگر می‌شد سقفش را محکم ساخت. اگر زمینش با او مهربانی می‌کرد. شاید امروز صدوری و رشید (دو تن از کودکان خانه ایرانی شهرری) از پنجره‌اش باران را تماشا می‌کردند.

گزارش مربوط به این نشست از این اینجا دنبال کنید.

برگزاری نشست حقوق مهاجرین در ایران با نگاه ویژه بر حقوق مهاجرین پاکستانی

این نشست در 25 اردیبهشت 97 در دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی برگزار گردید.

گزارش مربوط به این نشست را از اینجا دنبال کنید.

گزارش سالانه فعالیت های خانه ایرانی شهر ری

  • فعالیت های خانه ایرانی شهرری در سال 1398

خانه ایرانی شهر ری را دنبال کنید

می‌توانید از طریق شبکه‌های اجتماعی زیر، خانه ایرانی شهرری را دنبال کنید.

اینستاگرام خانه ایرانی شهرری
تلگرام خانه ایرانی شهرری

از هم اکنون داوطلب خانه ایرانی شهرری شوید

شما هم تمایل دارید با خانه ایرانی شهرری همکاری نمایید؟

برای همکاری با خانه ایرانی شهرری می توانید هم اکنون فرم داوطلبی را پر کنید. همچنین در صورت تمایل می توانید با روابط عمومی خانه ایرانی شهرری به شماره 09193707783 تماس بگیرید.

آدرس خانه ایرانی نفر آباد: شهرری، نفرآباد، میدان سلمان فارسی، کنار پارک ستاره، خیابان ارم، بن بست دوم (روبروی شیرازی ها سمت راست)، پلاک ۱ (در سمت راست)، خانه ایرانی نفر آباد شهرری

آدرس خانه ایرانی قلعه گبری: شهررى، شهرک علائین، خیابان مصطفی خمینی، کوچه ولیعصر، کوچه هرمز، پلاک ۵، خانه ایرانی قلعه گبری شهرری

سخنرانی زهرا رحیمی در بیستمین آیین کوچه گردان عاشق

جمعیت امام علی چه منافعی را به خطر انداخته و با چه کسانی تضاد منافع دارد؟

2019-05-28/1 دیدگاه/در خبر /توسط امیرعلی

سخنرانی زهرا رحیمی در بیستمین آیین کوچه گردان عاشق

در همایش بیستمین آیین کوچه گردان عاشق، زهرا رحیمی مدیر عامل جمعیت امام علی (ع)، سخنرانی خود را به این شکل آغاز کرد: قصد ارائه گزارش ندارم، چرا که شما مخاطبین جمعیت امام علی سوال‌های بی‌پاسخ زیادی دارید که پاسخ دادن به آنها در اولویت است. گزارش عملکرد در ادامه برنامه خواهد بود. ولی بنده به نوبه خود اولویت را پاسخ به این سوالات دانستم.

سوال اصلی این است، جمعیت امام علی (ع) به عنوان یک حرکت دینی که در جامعه و در قالب تشکل مردمی شکل گرفته است، با چه کسانی تضاد منافع دارد، چه منافعی را به خطر انداخته است و صاحبان منافع چه ابزارهایی برای تخطئه‌هایشان دارند؟

زهرا رحیمی، جمعیت را یک حرکت برخاسته از سه عنصر آگاهی، مسئولیت و عمل دانست که شاخصه‌های آن اجتماعی است و بستری برای جامعه‌سازی و خودسازی جامعه محور به شمار می‌رود.

وی گفت: اولین موضوعی که دین اجتماعی به دنبال آن است، آگاهی است. آگاهی به واقعیت‌های اجتماعی، آگاهی به رسالت و مسئولیت انسانی و دینی و آگاهی به ریشه و عمق ایجاد وضعیت فعلی جامعه. اولین مولفه این دین پرسشگری است. پرسشگری به ماهیت دینی که برای محلات حاشیه شهر پاسخ دارد.

این آگاه شدن و مسئول کردن گویا با منافع برخی در تضاد است. منافع چه کسانی؟ متولیان حفظ وضع موجود، متولیان دین حافظ خدایان زر و زور و تزویر، به قول دکتر شریعتی. قطعا اگر جمعیت امام علی تنها کیسه‌ای به در خانه نیازمندان می‌برد و از دلیل و ریشه دین نابرابری و قرار گرفتن این حد از دارایی و نداری در کنار هم در جامعه سوال نمی‌کرد، مشکلی پیش نمی‌آمد. مشکل جایی آغاز می‌شود که از دلیل فقر یک جامعه و انفعال و خواب‌زدگی یک جامعه سوال می‌شود.

دین ما دین پرسشگری است. سوال《بای ذنب قتلت》سوال از آیین‌های تهی شده از عقل و منطق و واقعیت‌های اجتماع است که پاسخ سوالات روز جامعه ما نیستند. ازدواج اجباری کودکان حاشیه امروز شهر را با قرائت‌های مطلق و به دور از واقعیات جامعه پاسخ می‌دهند. وقتی ما سوال از اصول می‌پرسیم، با سوال انحرافی از فروع، سرگرممان می‌کنند: مثلا عکس بی‌حجاب یک عضو از هزاران عضو جمعیت در شبکه‌های مجازی.

یا بحث اعدام کودکان که مسئله اصلا ربطی به موضع‌گیری نسبت به حکم قصاص ندارد. بحث، شرایط ناعادلانه در کلیه مراحل زندگی یک کودک و محرومیت‌های اوست در جامعه‌ای که عدالت‌ برای این کودک در هیچ کدام از نهادهایش صرف نشده به جز نهاد مجازات. نه نهاد آموزش، نه خانواده، نه دولت. فقط نهاد قضا می‌خواهد عدالت را در حق بچه وقتی که جرم کرد اجرا کند.

صحبت ما این است. عنصر آگاهی یکی از خطرناک‌ترین و تهدیدآمیزترین عناصر برای طالبان حفظ وضع موجود است. دین اصیل اجتماعی، دین به دنبال کارکرد، دینی است به دنبال احیای آیین‌های دینی در راستای اجتماعی و مردم. در حالی که دین دکان‌داران دینی، از مردم می‌پرسد برای دینتان چه هدیه می‌دهید، دین اجتماعی می‌پرسد، این دین برای مردم چه ارمغان خواهد آورد؟ آیین اجتماعی دین برای گرسنگان، کودکان مورد آزار، ازدواج اجباری کودکان، خشونت علیه زنان و …چیست؟ دین طاغوت محور به دنبال مولفه‌های عدم پرسشگری، انفعال در کنج خانه و مسجد، پذیرش بدون تفکر اصول دین و تقلیدگرایی، رواج خرافه‌پرستی، رواج ظاهربینی دینی و وسواس در پرداختن به فروع است. این دین در حالی که جامعه از اصل دین تهی‌ است، آیین‌های بی‌محتوا ارائه می‌کند که با تقدس‌بخشی کاذب به جامعه تلقین می‌کند.

این دین به دنبال تهی‌سازی جامعه از مفهوم راستین دین است و نقطه تقابل این جریان با جمعیت امام علی همین جا است. دین اصیل و عملگرا با منافع دین حافظ صاحبان زر و زور و تزویر در تضاد است. اشاره این صحبت نه به حاکمیت است و نه به دین‌داران، بلکه دقیقا یک جریان مشخص را هدف قرار می‌دهد که در سال‌های اخیر نتوانسته‌اند ناراحتی خود را از وجود جریان دینی که به دنبال سوال و حق و عدالت است، پنهان کنند.

آنان با قدرت خود رفتارها و تهمت‌هایشان را بی‌هزینه می‌کنند و با ثروت خود فضای رسانه‌ای و مزدبگیر می‌خرند و با تزویر خود وضع آگاهی مخاطبانشان. آنان برای تهمت‌ها و انگهایشان فضای مقدس و دینی می‌سازند. زیبا گویندگان بی‌عمل و به دنبال این هستند که عنصر اطلاق حرکت دینی جامعه محور را با ساختن داستان‌هایی نظیر رقص کودکان، ترویج همجنسگرایی و… زیر سوال ببرند. به دنبال این هستند که عنصر انسانیت را با تهمت‌هایی نظیر آزار کودکان در جمعیت و … زیر سوال ببرند. به دنبال این هستند که عنصر شفافیت را با تهمت فساد مالی مخدوش کنند. به دنبال این هستند که عنصر استقلال و خود اکتفایی و حذف فعل توانستن را با نسبت دادن همه این موقعیت‌ها به بیگانگان زیر سوال ببرند.

آن‌ها از عدم آگاهی مخاطبانشان سود می‌برند و با تهمت‌های دم دست چون فرقه‌گرایی و ضد دین بودن می‌خواهند ماهیت دین اصیل و عدالت‌خواه را در جامعه با دین مدافع منافع قلب کنند. آنان می‌خواهند فقط خودشان دین‌دار باشند. چون اگر دیگران هم دین داشته باشند باید زر و زور را با آنان تقسیم کنند. باید ثروت را با همه تقسیم کنند. باید برای همه طبقات جامعه حقوق قائل شوند و اینگونه انحصار منابع خواهد شکست. آن‌ها با تهمت‌های اخلاقیشان به دنبال منزوی کردن جریان‌های مردمی هستند و با منزوی شدنشان به دنبال پرونده‌سازی برای آن‌ها هستند. آن‌ها به دنبال حفظ جایگاه مقدس مآب خود برای چپاول بیش‌تر حق محرومان جامعه هستند و با زدن حرکت‌های خوش‌نام و برخاسته در مردم به دنبال سلب عنصر امید و اعتماد و حرکت اجتماعی و منزوی کردن انسان‌های جامعه می‌باشند.
این است ماجرا و این است هدف از زدن یک سازمان مردم‌ نهاد که از حاشیه‌ها دوری جسته و همواره به دنبال انجام رسالت خود بوده است.

https://sosapoverty.org/wp-content/uploads/2019/05/photo_2019-05-28_00-33-08.jpg 854 1280 امیرعلی http://sosapoverty.org/wp-content/uploads/2019/04/LOGO-01-01-300x81.png امیرعلی2019-05-28 16:25:492019-05-30 18:36:04جمعیت امام علی چه منافعی را به خطر انداخته و با چه کسانی تضاد منافع دارد؟

گزارش محله‌های شهر ری در شناسایی‌های کوچه گردان سال ۱۳۹۸

2019-05-24/0 دیدگاه /در خبر /توسط نیما مختاریان

شناسایی کوچه گردان سال ۱۳۹۸

محله فیروزآباد، شهر ری تهران

فیروز آباد منطقه ای بزرگ و دارای امکانات عمومی مناسب،شامل:
چند مدرسه برای تمام مقاطع تحصیلی، مسجد و حسینیه، خانه بهداشت، داروخانه، کلینیک پزشکی، کانون فرهنگی، زمین فوتبال، کارگاه های متعدد، ساختمان شورا و دهیاری میباشد و ساکنین محله های اطراف برای رفع نیازهای بهداشتی و آموزشی به این منطقه می آیند.
در کنار امامزاده،قبرستان مجزایی وجود دارد.
بافت منطقه شهری بوده اما دارای کوچه های باریک و قدیمی است؛منطقه فاقد ساختمان کلانتری و دارای یک کانکس در محله است که گشت زنی مامورین انجام میشود.
منطقه بیشتر نیاز به شناسایی خانه به خانه دارد.


محله فیروزآباد، شهر ری تهران

مادری‌ پیر و‌بیمار که از فرزند ۱۷ ساله معتادش طی چند‌ماه تنها خبری که دارد این است که فراموشش کن دیگر امیدی به او نیست و دیگر برایت پسر نمی‌شود.
مادری پیر با دختر ۲۰ ساله که دچار صرع و غش می‌شود و مادر مجبور است داروهایش را به موقع خریداری کند وگرنه تشنج‌ها هرشب تکرار می‌شود.
تنها امید مادر،پسرش مهدی است که درس می‌خواند.
مادر خود نیز دچار بیماری است دیابت دارد اما گاهی ناچار برای تامین هزینه ها در خانه‌ها کار می‌کند.
مادر بخاطر نداشتن پول پیش خانه به اتاقی در‌خانه‌ی برادرشوهر پناه برده و با آن‌ها زندگی می‌کند‌.
مادری ک در چشمانش نوری از امید دیده نمی‌شود.


محله فیروزآباد، شهر ری تهران

زن و شوهری با چهار فرزند، یک دختر ۱۲ ساله و سه پسر ۱.۵ تا ۷ ساله.
وقتی وارد خانه می شوی مسأله ای که خیلی جلب توجه می کند، وجود تعداد زیادی مگس است! همه جا هستند و تلاش مادر نیز برای از بین بردنشان بی فایده است. به جز این مورد، خانه تمیزی دارند، این را از لباس های شسته شده ی روی بند هم می توان فهمید. پس منشا مگس ها از کجاست؟
آن ها را رها می کنم و به آشپزخانه می روم. در آشپزخانه شان یخچال دارند اما یخچالی خالی، مثل دستانشان، که فقط وظیفه ی حفظ ظاهر آشپزخانه را بر عهده دارد!

پدر کارگر است و درآمدش نه کفاف خورد و خوراکشان را می دهد، نه کفاف اجاره خانه را…


محله فیروزآباد، شهر ری تهران

اینجا نبض مهربانی هنوز می تپد!

محمد ۱۶ ساله، ۷ ماه پیش، پس از مرگ پدر، مرد خانه شد و مسئولیت مادر و ۵ خواهر و برادر بی پناهش را بر عهده گرفت.
مدرسه را با وجود اینکه شاگرد ممتاز بود و علاقه زیادی به درس داشت، رها کرد و وارد چرخه کار شد تا بتواند خرج خانواده را بدهد.
اما برای این خانواده مهربانی هنوز سوسو میزند!
صاحبخانه بعد از مرگ پدر، برای کمک، کرایه را کمتر کرده بود و همسایگان مهربانی داشتند که از هیچ کمکی دریغ نمیکردند.
کاش می شد کودکی محمد را هم به او برگردانیم… کاش می شد به جای کار سخت، قلم به دستش بدهیم…


محله سیزده آبان، شهر ری تهران

منطقه ای که در آن ظاهر خانه ها شیک و مرتب است. از نظر امکانات دارای دو ورزشگاه، مرکز سلامت،کلانتری، پارک و مدارس متعددی است. از نظر جغرافیای محلی میشود گفت ۱۳آبان به دوقسمت شمال و جنوب تقسیم می شود. اوضاع شمال به مراتب بهتر از جنوب است.
در قسمت جنوبی به وفور خانواده های افغانستانی زندگی میکنند که از وضع معیشتی و بهداشتی خوبی برخوردار نیستند و فقر بیداد میکند. همچنین اعتیاد داخل این محله وجود دارد. در بخش جنوبی دو مدرسه وجود دارد ک یکی از آنها از دیگری مناسب تر است.به گفته یکی از اهالی محل داخل مدرسه ای به نام دانشمند، دانش آموزان سیگار میکشند و همچنین زودتر از ساعت مقرر تعطیلی به خانه بر میگردند. با موتور وارد مدرسه میشوند و مدیر مدرسه هم جرأت حرف زدن ندارد چون نتیجه حرف زدن کتک خوردن است.
بافت خانه های قسمت جنوب شدیدا قدیمی است و اتباع افغان با تعداد بالا در خانه های کوچک زندگی میکنند.


محله سیزده آبان، شهر ری تهران

شمع سازی در تاریکی…

مردی عصبی که مبدأش بر سر میدانی است که شاید کسی برسد و او را برای کار به مقصدی برساند. ولی فایده ای ندارد. مشکل اعصاب دارد بر سر هیچ کاری بیشتر از یک ساعت نگهش نمی دارند؛مقصد او یا اخراج است یا حقوق نصفه و نیمه ای به خاطر ناراضی بودن صاحب کار به او می دهد.
زن‌ اما حکایتی دیگر است. حکایت شمع سازی که سعی دارد شمعی برای این تاریکی باشد. شمع سازی می کند. بلکه کمی دخل خانه به خرجش بیاید. نزدیک عید کار سختش که سخت تر می شود، حقوقش بالاتر می رود شاید یک میلیونی بشود. اما باقی ماه های سال بیشتر از ۷۰۰ نخواهد بود. دو پسر و سه دختر دارند؛ پسر ده ساله به خاطر اینکه دائما در مدرسه دعوا را جایگزین درس خواندن کرده اخراج شده. و حالا گاهی میان زباله ها می گردد. همان اندک پول حاصل از زباله گردی را در گیم نت خرج می کند. پسر دیگر مشغول کار در یک خیاطی است و با حقوقی ۷۰ تومنی در هفته. خانه را رهن کرده بودند و من نمی دانم تا کی شعله ی شمع می خواهد دیوار های خانه را گرم نگه دارد…

شناسایی کوچه گردان سال ۱۳۹۸


محله سیزده آبان، شهر ری تهران

پدر خانواده ده سالیست که مریض است و از ناحیه کمر، معده، کبد، روده و همچنین پروستات دارای مشکل بوده و توان کار کردن ندارد… ده سال از زندگی خود را با قرص و دارو گذرانده در کنار خانواده اش که شامل چهار دختر و یک پسر می شود. به گفته مادر خانواده، پسر اعصاب کار کردن ندارد و زود عصبی می شود و سر هر کاری می رود بعد از یک هفته او را اخراج می کنند. زندگی خود را به مدت چند سال در پارکینگ یک ساختمان گذرانده اند و حتی یخچالشان متعلق به همسایه بود. دختر بیست و هفت ساله او مطلقه هست و دو دختر دیگر به مدرسه می روند . تمام بار مخارج خانواده بر دوش زن خانواده است که از کار در زیپ دوزی، مخارج خانواده را تامین می کند. اگر کار زیپ دوزی رونق بگیرد در آمدش به ۳۵۰هزار تومن می رسد ولی اگر کار کساد باشد همین مقدار هم دستش را نمی گیرد . توان خریدن داروهای مرد خانواده را به طور کامل ندارند …. قبض های اب و برق انها به تعویق افتاده بود. داستان خلاصه و یک خطی؛ آنها، خانواده ای بودند که سکوتشان از فقر را دیوار های خانه فریاد می کرد.

شناسایی کوچه گردان سال ۱۳۹۸


محله سیزده آبان، شهر ری تهران

خانواده ای ۷ نفره با ۵ فرزند.۴ دختر و یک پسر. دخترهای بزرگ مدرسه می روند. اما دخترک ۶ ساله در خانه است و پاهایش تا بالا سوخته و به سختی راه می رود. مادرش می گوید:قابمله غذا روی پایش برگشته، اما قبل از آمدن مادر، بچه ها به ما گفتند که با آب جوش فرش می شستیم و پاهایش سوخت.
به کمک یک دکتر هزینه ی پانسمانش را داده اند.اما هنوز پاهایش پانسمان است.
پسر کوچک تر هم که دوسال دارد،آثار سوختگی روی پاهایش بود. طبق گفته مادر، مرد خانواده بیماری اعصاب دارد و باید بستری شود. سر هیچ کاری دوام نمی آورد؛سریع دعوا کرده و عادت به چاقوکشی دارد.
مادر هم چون مجبور است از دختر کوچکش مراقبت کند توانایی کار کردن ندارد. مادر می گفت: “شوهرم دست بزن دارد؛ من و بچه ها را اذیت می کند”.
نیمی از پول رهن خانه را قرض گرفته اند و قراردادشان رو به اتمام است.


محله سیزده آبان، شهر ری تهران

خانواده‌ای با دو فرزند، یک دختر هشت ساله و یک پسر یک ماهه، یک سال و چهار ماه است که به علت جنگ و بیکاری، به امید زندگی بهتر، به ایران مهاجرت کرده‌اند. زندگیشان با دستمزد کارگری و جمع‌آوری کارتن توسط مرد خانواده می‌گذرد.
سارا هشت سالش است، اما چون موفق به دریافت کارت آبی نشده‌اند تا به حال به مدرسه نرفته است.
دست سارا سال‌ها پیش شکست، ولی خوب جا نیفتاده همین است که از آرنج کج مانده است، درست مثل لبخند کج روزگار میان این حیاط و پنج خانواده‌ای که در آن در پنج اتاق زندگی می‌کنند.
فقط یک حمام در کل خانه وجود دارد که فقط یک خانواده از آن استفاده می‌کند و به بقیه اجازه استفاده از آن را نمی‌دهند.

شناسایی کوچه گردان سال ۱۳۹۸


محله سیزده آبان، شهر ری تهران

پدر خانواده مبتلا به بیماری رماتیسم است و توان کار کردن را ندارد. گرچه هر از گاهی به کار دست‌فروشی رو می‌آورد. پدر خانواده توان تهیه دارو برای درمان بیماری خود را ندارد. به دلیل عدم توانایی پدر و وضعیت وخیم خانواده از لحاظ مالی پسر چهارده ساله آن‌ها مجبور به ترک تحصیل شده است. به گفته اعضای خانواده پسر چهارده ساله به گونه‌ای به مدرسه علاقه دارد که بعد از ترک تحصیل شدیداً ناراحت شد و هر موقع اسم مدرسه می‌آید گریه می‌کند. او در یک فروشگاه لوازم خانگی کار می‌کند.
موج فقر، آرزوی تحصیل پسر کوچک خانواده را هم با خود برده و او نیز ترک تحصیل کرده است.
مادر خانواده برای تأمین مقداری از هزینه خانواده به کار نظافت مشغول است.
یخچال خانه خراب است و یک تلویزیون سوخته کنج اتاق دهن‌کجی می‌کند.

شناسایی کوچه گردان سال ۱۳۹۸


محله سیزده آبان، شهر ری تهران

خانواده‌ای هستند که در جستجوی کار به صورت قانونی به ایران وارد شده‌اند و مادر خانواده به علت اعتیاد همسرش پس از ورود به ایران از همسرش جدا شده است. ۲۲ سال سن دارد و برای تأمین نیازهای مالی خانواده مجبور به زباله‌گردی و نظافت منازل شده است. بار خانه را به تنهایی به دوش می‌کشد.
او به همراه دخترانش محل زندگی خود را با پنج خانواده دیگر شریک شده‌اند.
دختران ۱۰ و ۹ ساله‌اش به علت مشغله زیاد مادر موفق به دریافت اوراق هویتی نشده‌اند و پس از ورود به ایران از ادامه تحصیل باز مانده‌اند.

شناسایی کوچه گردان سال ۱۳۹۸


محله سیزده آبان، شهر ری تهران

پدر و مادری معتاد با خانه تمیزی که بوی تریاک به مشام میرسد؛دارای دو پسر و یک دختر هستند،محمد ۱۲ ساله، وعلی ۱۰ ساله و معصومه سه ساله؛ محمد و علی به دلیل مشکلات مالی خانواده و بیکاری پدر،دو سال پیش ترک تحصیل کردندو به دلیل تمسخر توسط دوستانشان،معمولا از خانه بیرون نمیروند؛پدرشان از سه ماه قبل، سرکار میرود اما به دلیل بدهی زیاد،مجبور به فروش خانه شده اند؛
پاهای علی دچار نقص مادرزادی ست؛مادر بچه ها هیچ درخواست و حمایت مالی ندارد و تنها درخواستش،ادامه تحصیل فرزندانش و حمایت درسی آنهاست.

شناسایی کوچه گردان سال ۱۳۹۸


محله سیزده آبان، شهر ری تهران

در یک خانه در انتهایی‌ترین نقطه محله در کنار کارگاه شمع‌سازی پیرزن و پیرمردی هفتاد، هشتاد ساله و بیمار که توان کار کردن ندارند، در خانه‌ای با پنج اتاق به همراه چهار خانواده دیگر زندگی می‌کنند.
پسر هفده ساله خانواده نان‌آور است و در آهن‌بری کار می‌کند. انگار جای پسری نوجوان دارد از خود آهن می‌سازد!
اتاق آن‌قدر کوچک بود که خوابیدن در آن سخت‌تر از دیدن رویا بود. شب‌ها که با دستان سیاه از برش آهن بازگردد، چه خوابی خواهد دید؟

شناسایی کوچه گردان سال ۱۳۹۸


محله سیزده آبان، شهر ری تهران

پیرزن جلوی در افتاده بود. با دیدنش یک لحظه صدایم در گلو ماند. یک پیرزن فرتوت و تنها در خانه ای کاملا محقر زندگی میکرد.
به درستی صحبت نمی کرد ولی فهمیدیم یک دختر و یک پسر دارد …
به گفته پیرزن دامادش نمی گذارد دخترش به او سر بزند و دختر فقط برای مادرش غذا می آورد؛اما پسرش،زن دوم گرفته است. همسرش مانع از زندگی مادر پیر همراه پسر شده است واینگونه پیرزن تنها مانده … همسایه ها می گفتند این پیرزن هر روز فقط دم در خانه مینشیند و کوچه را نگاه می کند…
پشت پیچ کوچه خبری نیست،شاید به دنبال پیچ و خم دل فرزندانش می گردد.


محله سیزده آبان، شهر ری تهران

زن از زمان تولد به مدت ۳۰‌سال در ایران زندگی می‌کند و دارای اوراق هویتی است. اما پسر ۸ ساله‌اش برای دریافت اوراق هویتی و تحصیل با مشکل روبروست.
اعتیاد پدرخانواده به هروئین او را به نظافت در منازل واداشته بود که پس از آسیب دیدن ریه‌هایش از کار دست کشیده‌است.
با وجود دو فرزند ۶ و ۴/۵ ساله توانایی کار کردن در شمع سازی نزدیک خانه را ندارد.
پدر خانواده که به تازگی از کمپ ترک اعتیاد بازگشته به کارگری مشغول است.


محله سیزده آبان، شهر ری تهران

مادری برای پیدا کردن لقمه نانی زباله‌گردی می‌کند و هر از گاهی به خانه دیگران می‌رود تا نظافت خانه‌ها را انجام دهد.
شوهرش به خاطر سنگ کلیه و عدم توانایی برای پرداخت هزینه بیمارستان به افغانستان سفر کرده است تا آن‌جا عمل کند.
چهار فرزند دارند که به دلیل عدم تمکن مالی به مدرسه نمی‌روند. پسر هشت ساله هر از گاهی با مادرش به زباله‌گردی مشغول می‌شود. شهرداری به مادر هشدار داده است که دیگر حق جمع کردن زباله را ندارد.
چهاردیواری یا خانه‌ای که در آن ساکن هستند اجاره‌ای است با کرایه ماهیانه سیصد تومان.

شناسایی کوچه گردان سال ۱۳۹۸


محله غنی آباد، شهر ری تهران

روستای غنی آباد،از توابع بخش مرکزی شهرستان ری،بعد از امین آباد واقع شده است.
مسیر جاده امین آباد تا روستای غنی آباد به دلیل کم عرض بودن خطرناک است.
شهرداری ناحیه ۷ بین روستای غنی آباد و اشرف آباد واقع شده است.
این روستا با جمعیت حدود ۶۰۰۰ نفر متشکل از خانواده های ایرانی و افغان می باشد.
آب روستا این قابل شرب نیست و اهالی مجبور به خرید آب شیرین هستند.

اکثر کوچه های این روستا باریک و صعب العبور بوده و در قسمت هایی خرابه وجود دارد.
با این حال خوشبختانه دسترسی افراد روستا به خانه ی بهداشت،مدرسه در مقاطع مختلف،نانوایی،سوپر مارکت،رستوران،باشگاه بدنسازی و مسجد آسان است.

شناسایی کوچه گردان سال ۱۳۹۸


محله غنی آباد، شهر ری تهران

“محله ای که اعتیاد،اهالی خانه به خانه اش را،به خاک سیاه نشانده است..”

با نگرانی نگاهمان می کند و سعی میکند ترسش را پنهان کند،تمام وجودش اعتیادش را فریاد می زند..
سراغ فرزندانش را می گیرم،به اتاقی در یک کارگاه که در آنجا زندگی می کنند، دعوتمان می کند؛
مریم و محمود را صدا می زند؛مریم ۶ساله است و شیطنت از چشمان زیبایش می بارد،اما محمود ۹ ساله،سر به زیر و آرام است؛
پدر بچه ها،اعتیاد به هروئین دارد و خرج اعتیاد خود را از جمع آوری ضایعات به دست می آورد…

بین صحبت هایش دائم لبخند می زند و سعی دارد خودش و بچه ها را خوشبخت نشان دهد…
صحنه نمایش،هرچه داشته باشد،بازیگر خوبی ندارد.. چشمان من خوشبختی نمی بیند!


محله غنی آباد، شهر ری تهران

کودکی ۴ساله در آغوشی که اعتیاد مهر و محبت را از آن ربوده است..
مسعود با دایی ها و مادربزرگش که مصرف کننده هروئین هستند زندگی می کند.
هروئین، مسعود را آواره کوچه ها کرده و
چون خانه ی مادربزرگش پاتوقی برای افراد معتاد است نمی تواند دائم در خانه باشد..
پدر مسعود خانواده را ترک کرده،مادرش اعتیاد دارد و با مرد دیگری زندگی می کند…
نامش را که میپرسم مات نگاهم می کند..
چشمانِ بی فروغ و زیبایش آرامش وجودم را می گیرد و چرایی وجودم را زیر سوال می برد..
داخل خانه که می شویم یکی از مهمان های مادر بزرگ بیرون می آید و جلوی در با چوبی می ایستد..
گمان می کند پلیس هستیم..
با صدای بلند دوباره مطرح می کنم که ما به دنبال کودکان محروم از تحصیل هستیم و مادربزرگ مسعود می گوید که نوه دیگرش شناسنامه ندارد و آیا می توانیم اورا آموزش بدهیم؟
حالا خیالش راحت شده که کاری با آنها نداریم و با خیالی آسوده به داخل برمی گردد…

شناسایی کوچه گردان سال ۱۳۹۸


محله بهشتی، شهر ری تهران

محله بهشتی به دو بخش تقسیم شده است.
هردو بخش دارای آب شرب و برق و گاز میباشند. و دسترسی به مراکز خرید موادغدایی برای هر دوبخش آسان هست.
دیگر امکانات محله مثل مسجد،مرکز بهداشت،پارک،زمین چمن،سالن ورزشی،مدرسه،سرای محله،کانکس پلیس،کتابخونه عمومی در نزدیکی بخش اول که شهرک فرهنگیان است ،قرار دارند.
در بخش دوم منطقه که متشکل از خانواده های افغان وایرانی است،تعداد خانواده های افغان بیشتر است.

در نزدیکی محله کارخانه ایران ترانسفو و انبار و سوله های زیادی وجود دارد‌.
در فاصله کمی از محله مهاجرین پاکستانی ساکن هستند.که به گفته محلی ها،اغلب کودکان این خانواده ها در حال زبالگردی دیده می شوند.

یکی از معضلات این محله اعتیاد میباشد‌ که مصرف شیشه بیشتر از مواد مخدر دیگر شایع
است که باعث ایجاد چند پاتوق مصرف موادمخدر شده است.


محله بهشتی، شهر ری تهران

آن سلام گرم،
چشم‌های گیرایش،
دل آزاده و دستان خالی‌اش،
دلش پر بود از محبت و مهر، اگر چه روزگار با او آن‌قدرها هم مهربان نبود.
با سلامی گرم و روی گشاده ما را به خانه‌اش دعوت کرد. از درد روزگار گفت، از زمانه‌ای که از او نمی‌گذرد و از فرزندش مینا…

مینا کودک CP* همراه مریم مادرش در خانه‌ای که تنها تعریفش ۴ دیوار خام است زندگی می‌کند.

مادر مینا که تنها راه امرار معاش خانواده‌اش، حقوق ماهانه ۸۰ تومن بهزیستی مینا است، تنها دلگرمی‌اش کمک بعضی از همسایه‌هاست.

مینا نیازمند جلسات بازتوانی است اما آن‌ها توان مالی برای پرداخت هزینه‌ها را ندارند.

*پی نوشت: CP (cerebral palsy) یا همان فلج مغزی، گروهی از اختلالات حرکتی دائم غیر پیش‌رونده هستند که به دلیل ناهنجاری‌های مادرزادی و یا آسیب‌های وارده بر مغز در مراحل اولیه تکامل ایجاد می‌گردند.

شناسایی کوچه گردان سال ۱۳۹۸


محله بهشتی، شهر ری تهران

محیا خانم با سلام گرمی،در را باز می‌کند.وارد خانه می شوم،پایم را در خانه ای که اتاق چندمتری بیش نیست،می گذارم؛موجی از سرما به صورتم می خورد،موجی از نگاهی سرد و بی روح و بی تفاوت..
محیا دلش به همین سردیِ نگاهِ مردش،گرم است،به همین بودنش…
احمد یکسال و نیم است که تصادف کرده،سرش آسیب دیده،کاملا فلج است و هیچ هوشیاری و گفتاری ندارد؛
محیا می گوید دلش به همین پلک زدن هایش به همین چشم گرداندن هایش گرم است،می گوید دعا کنید براش، دعا کنید برایم، دعا کنید حداقل بتواند یک کلمه با منِ تنهایِ بدون هیچ همدم و خانواده ای، صحبت کند،فقط یک کلمه برایم کافی است تا دل سوخته و خستگیم اندکی تسکین یابد..


محله بهشتی، شهر ری تهران

زندگی سخت است، اما زندگی برای بعضی ها گاهی سخت تر می‌شود. الهه خانم می گوید همه ی سختی زندگی را ب خاطر پسر ۱۱ ساله اش تحمل می کند.
از زندگیش برایمان می گوید، از دو سال پیش، از شروع داستانش، از روزی که برای عروسیِ دو دخترش زیر بار وام و قسط و قرض رفت و اما شوهرش ب جای دستان پر مهر و حمایت گرش همه ی برگه ها و چک ها را در دستانش گذاشت و رفت. دردناک می گوید از تنگی دستش و از قرض های مانده.
اما؛
من می دانم، تنگیِ دلِ آدم از رها شدن، حرف دیگری است. تنگیِ دل، آدم را از پا در می آورد، خورد می کند، می شکند.
می گوید دل گرمی ام به شماست که برای خرج خانه ام حداقل مجبور نباشم سرافکنده چشمم به دنبال دست کسی باشد. او می گوید و من دعا می کنم کاش دردی را بتوانم دوا کنم.


محله بهشتی، شهر ری تهران

کاش نگاه رنگین به در دوخته‌اش یاری پاهای ناتوانش را می‌کرد.
کاش می‌توانست همراه نگاه پر از شورش فضای خانه را هم با صدایش گرم کند…
امیرعلی که دیگر گرمای دستان پدر را نمی‌تواند تجربه کند، این روزها با درد دست و پنجه نرم می‌کند.
او یک کودک CP* است و نیازمند جلسات متعدد بازتوانی. مادر امیرعلی دیگر توان پرداخت کلاس‌های بازتوانی امیرعلی را ندارد و نگران گذشتن زمان گفتار درمانی امیرعلی است.

*پی نوشت :CP (Cerebral Palsy) یا همان فلج مغزی، گروهی از اختلالات حرکتی دائم غیرپیش‌رونده هستند که به دلیل ناهنجاری‌های مادرزادی و یا آسیب‌های وارده بر مغز در مراحل اولیه تکامل ایجاد می‌گردند.

شناسایی کوچه گردان سال ۱۳۹۸


محله بهشتی، شهر ری تهران

دیدن همه چیز از بالا چقدر زیباست.
ریسه‌ای از چراغ‌های روشن در شب…
چه کس باورش می‌شود برای روشن ماندن یک چراغ چقدر سختی باید کشید!
سختی زندگی کردن در اتاقی که دیوارهایش دیگر تحمل رنج خانواده را ندارد، سختی بیماری مادری که دیگر همسری ندارد، سختی ترک تحصیل کودکی به دلیل نیاز مالی، سختی تحمل اشک مادری که درد بی‌پولی و بی‌خانمانی، درد عمیق بدنش را از یادش برده است.
طاهره را هزینه اجاره وادار به پس دادن خانه‌اش کرده است. در خانه‌ای با یک اتاق به همراه مادر بیمار و سه برادر خود زندگی می‌کند.
امیر حسین پسرش پس از فوت پدر به دلیل فشارهای روحی درس را رها کرده و به نگرانی بزرگی برای طاهره تبدیل شده است.
خود طاهره نیز بیمار است. اما از ترس اضافه شدن مشکلات ترجیح داده که به پزشک مراجعه نکند.
مادر طاهره ،اعظم خانم، نیز سال پیش به دلیل سرطان تحت جراحی قرار گرفت. اما به دلیل ادامه ندادن شیمی‌درمانی گمان می‌رود که دچار تومور لنفاوی اندام تحتانی پای راست، شده است. نازنین دخترکی زیبا و ۴ ساله و برادرزاده طاهره با آن‌ها در این خانه زندگی می‌کنند.
راستش دلم می‌خواست ریسه‌های شهر را تا سقف خانه‌اش بکشم تا نازنین چشمش روشن شود به نور امید.

شناسایی کوچه گردان سال ۱۳۹۸


محله بهشتی، شهر ری تهران

تو محله ای که تو هر کوچه،حداقل چند خونه ی کوچیک و قدیمی وجود داشت چشممون خورد به یه خونه که کشش عجیبی توش بود و انگار در و دیوارش صدامون میزد؛خونه ای که به یک خرابه شبیه تر بود. وارد حیاط که شدیم پیرزن مهربونی ازمون استقبال کرد. از درد پاش گفت،از اینکه توان مالی برای درمان ‍‍‍ پاش نداره و با حقوق ناچیز نگهبانی به سختی زندگی میکنند. نگاه دختر بچه ای از پنجره به ما دوخته شده بود؛آتنا که با مادر و خواهرش تو اون خونه زندگی میکرد و وقتی بهش سلام کردیم فقط لبخند زد. آتنا مدت ها بود که از یک بیماری نادر رنج می برد و درمانش بدلیل بالا بودن هزینه ها متوقف شده بود.
نوه های ۶و۱۱ ساله پیرزن بعد از اینکه پدرشون معتاد شده بود ، همراه مادرشون به خانه ی پدربزرگ برگشته بودند. مادر جوان روزها از بچه هایش نگهداری میکرد و شبها زباله گردی میکرد. زباله هایی که به قیمت کیلویی ۳۰۰ تومن فروخته بشه و بتونه خرج آزمایشها و داروهای آتنا کوچولو رو بده.
پدر پیر خانواده مجبور بود شبها به نگهبانی بره و حقوقش رو با تاخیر و کم و زیاد شدن بگیره تا بتونه اجاره خونه رو پرداخت کنه و امید داشته باشه با باقیمونده این حقوق ناچیز غذایی برای نوه های کوچیکش فراهم کنه. پسر ۲۳ ساله خانواده به دلیل بیماری پوستی تابستونها نمیتونست سرکار بره؛چون التهاب پوستش زیاد میشد و توان مالی برای درمان بیماری هم نداشت و نمیتوانست کمک خرج خانواده باشه. خانواده ای که ۸ سال زیر بمباران های عراق در مناطق اطراف ایلام به سختی زندگی کردند وبعد از جنگ هم تا زمانی که میتوانستند با فقر و بیکاری مبارزه کرده ولی در نهایت ۱۵ سال پیش مجبور به مهاجرت به حاشیه پایتخت شدند.


محله بهشتی، شهر ری تهران

بیست متری بیشتر نیست، شاید هم کمتر.
خانه‌ای را می‌گویم که مادری با سه فرزند دوازده، نوزده و یازده ساله‌اش و یک نوه پنج ماهه در آن صبح را شب می‌کنند.
اعتیاد به جان زندگی دختر خانواده افتاده و در حال جدایی از همسرش است. کل خرجی این خانه از دستمزد دختریست که نوزده سال بیشتر ندارد و یارانه. این را اضافه کنید به استیجاری بودن همین خانه.
پسر خانواده، امیرعلی، یک سالی مردود شده است و الان در کلاس پنجم درس می‌خواند.
دختر دیگرش هم کلاس پنجم است.
خدا را چه دیدی شاید برای بیسن متری بیست بیاورد…

شناسایی کوچه گردان سال ۱۳۹۸


محله تقی آباد، شهر ری تهران

مهتاب دختر ۹ ساله‌ای است که به کلاس اول می‌رود. حکایتش طوری بود که نمی‌شد قصه آغوش گرم مادر را در گوشش زمزمه کرد. حضور مادر در زندگی او فقط باعث عقب ماندگیش از درس‌ها بود. مادری که برای فرزندان مادری نکرد و در ذهن دخترکمان خاطره خوش از خود باقی نگذاشت …

یاسر شش ساله است و پا به پای پدر، زباله‌گردی می‌کند. عجیب این‌جاست که آغوشش برای آن‌ها آن‌قدر امن هست که بوی زباله نتواند عطر خوش پدری را کم‌رنگ کند. عاشقانه از پدر می‌گویند و با تمام این دشواری‌ها اعتراضی ندارند به پدر. بچه‌ها به همراه پدرشان با مادربزرگی زندگی می‌کنند که گویا به قول همسایه‌ها ننه کل محله است.


محله اشرف آباد، شهر ری تهران

روستای اشرف آباد، از توابع بخش مرکزی شهرستان ری، در سیزده کیلومتری میدان شهرری، بعد از روستای غنی آباد و قبل از روستای زمان آباد واقع شده است.
این روستا حدود ۱۰هزار نفر جمعیت؛ متشکل از خانواه های ایرانی و افغان دارد.
مهمترین و اساسی ترین معضل این روستا اعتیاد است.
آب اشرف آباد آشامیدنی نیست و ساکنین مجبور به خرید آب آشامیدنی هستند.
این روستا دارای کوچه های باریکی است که تاحدودی امنیت ساکنین را تهدید می کند.
در این روستا دسترسی به سوپر مارکت، نانوایی، لباس فروشی، رستوران، مسجد، مدرسه در مقاطع مختلف، موبایل فروشی، قصابی، خانه بهداشت، درمانگاه، داروخانه و .. آسان است.

شناسایی کوچه گردان سال ۱۳۹۸


محله اشرف آباد، شهر ری تهران

مادری خسته
از تحملِ پدر و پسری معتاد…
از تحملِ شنیدن حرف های نوه ۶ساله که هرروز داستان مواد کشیدن پدربزرگ و پدرش را تعریف می کند…
از دیدن پسر ۲۳ ساله اش که از کودکی بارِ سنگین تهدیدهای پدرش را به دوش می کشد…
از ندیدن و نخواستن پسر ارشدِ معتادش…
از دلسوزی برای عروسِ ۲۷ساله اش که هرروز از صبح تا شب در بیابان های زمان آباد جورِ پسرش را می کشد…
از زخم های رویِ دستش که گواه و شاهدِ تمام سختی هایش در زندگی بوده است…
از…

شناسایی کوچه گردان سال ۱۳۹۸


محله اشرف آباد، شهر ری تهران

زیر پله ای که پناهِ مادری به همراه سه فرزندش است …
فرزند اول ۱۵ساله است، از ظهر تا دوازده شب مشغول جمع کردن نان خشک است.. پسر کوچک دوازده سال دارد و به دلیل شرایط سخت مالی مجبور به ترک تحصیل شده است…
و دختری ۹ماهه که قبل از اینکه به دنیا بیاید پدر،خانواده را ترک کرده است..
مادر خانواده مجبور به درست کردن برس بادستمزدی بسیار اندک است…

شناسایی کوچه گردان سال ۱۳۹۸


محله اشرف آباد، شهر ری تهران

پسرک از خواب که بیدار می شود با دوچرخه کوچکش در کوچه ها بازی می کند تا مادر از سرکار برگردد..
پدر در نبود مادر خانه را پاتوق دوستانش می کند و جلوی کودک ۶ساله هروئین مصرف می کند…
امیرمحمد گاهی هم که پدر تنهاست در خانه می ماند و درکنار بساط همه چیز را مشق کرده.
از فوت های پدر هنگام مصرف برای مادربزرگی تعریف می کند که میزبان ما بود. حتی شیوه ی مصرف را با دست توضیح می دهد…
با خود فکر می کنم اگر اینجا رهایش کنیم. پشت همان در بسته ای که پدرش باز نکرد تا اعتیادش را در صورتمان بکوبد. چند سال طول می کشد شبیه پدر و پدر بزرگش شود؟
وارث دود!..

شناسایی کوچه گردان سال ۱۳۹۸


محله اشرف آباد، شهر ری تهران

نداشتن شناسنامه ای برای فرزندانت…
نداشتن پولی برای درمان فرزند کوچکت…
سکوتت در برابر حرف های خانواده…
سکوتت دربرابر اشکهای دختر ۱۰ساله ات…
ترس و اضطرابت برای تشنج صابر…
ترست از تکرار شدن تشنج هایش…
کُلِ این دنیا مدیونِ قطره قطره اشکهایی هستند که در برابرمان ریختی برای خانواده ات، برای آینده دخترت و برای خوب نشدن پسرت…

شناسایی کوچه گردان سال ۱۳۹۸

http://sosapoverty.org/wp-content/uploads/2019/04/LOGO-01-01-300x81.png 0 0 نیما مختاریان http://sosapoverty.org/wp-content/uploads/2019/04/LOGO-01-01-300x81.png نیما مختاریان2019-05-24 23:23:462021-04-28 20:09:29گزارش محله‌های شهر ری در شناسایی‌های کوچه گردان سال ۱۳۹۸
سخنرانی شارمین میمندی‌نژاد در تدکس

سخنرانی شارمین میمندی‌نژاد در تدکس

2019-05-24/0 دیدگاه /در خبر, ویدئو /توسط امیرعلی

سخنرانی موسس جمعیت امام علی در تدکس درباره تلاش این نهاد مردمی برای نجات نوجوانان محکوم به قصاص (دانشگاه امیرکبیر، ۱۳ اردیبهشت ۹۸):

آیا تا به حال در مقابل خشم، کینه و نفرت گفته‌اید بی‌خیال؛ هر چه باداباد؟

کسی به شما دشنام و درشت می‌گوید مگر می‌شود نرم از کنارش گذشت، کسی تهمت و توهینی را میان جمع و پشت سر شما به غیبت می‌گرداند و آبروی شما را  می‌ریزد. مگر می‌شود در خلوت خیال به زخم‌های این رنج فکر نکرد و دل‌آشوب نشد.

سرمایه ای به کناری گذاشته‌ای شریکی  به فریب افزایش آن چه که داری می‌آید و سرمایه تو را ملعبه خود می‌کند و می‌برد . مگر می‌شود هر زمان که نیاز پیدا می‌کنی به سرمایه از کف رفته‌ات حسرت نخوری و لعن و نفرینی بر شریکت نفرستی

شکست در یک رابطه عاشقانه و تبدیل یادآوری خاطرات معشوق به افکار تلخ تنفر؛ مگر می‌شود به دل‌شکسته آدمی گفت بی دل شده بگذار و بگذر

بخشش و گذشت کار آسانی نیست

انگار که انسان  از کینه ها و نفرت‌ها و خشم‌هایش آدم شده است .

انگار که بخشیدن سخت ترین سختی های زندگی آدمی است و اگر ببخشی دیگر تو آدم نیستی اهورا هستی

بخشیدن کار بسیار سختی است بخشش گرفتن چه طور، آن هم در ۴۷ پرونده خونبارِ قتل ، قتل نوجوانان زیر ۱۸ سال …

از سال ۱۳۶۵، از همان سال‌های نخست فعالیت، با اعتقاد به ضرورت لغو مجازات مرگ برای جرایم کودکان، به سراغ قانون‌گزاران رفتیم؛ اما وقتی قانون را نتوانستیم تغییر دهیم، ناگهان خود را برای برقراری صلح و آشتی و ممانعت از ریخته شدن خونی دیگر، خونِ یک نوجوان، در میان دو خانواده در میدان خشم و کینه و نفرت تنها یافتیم…

ما ماندیم با سوالی بزرگ، چون کوهی سترگ بر دوش‌هایمان:

چگونه از پدری که پیکر  پسرش، این یگانه سرمایه عمرش، را از میانه مهلکه‌ای هولناک بیرون کشیده و آخرین نفس‌هایش را شمرده، بخواهیم از انتقام چشم بپوشد؟!

چگونه از مادری که با فرزند غرق در خونش، این معشوقی که می‌پرستد، روی تخت تشریح پزشکی قانونی وداع کرده، بخواهیم بگذارد و بگذرد؟

چگونه این ۴۷ پرونده به آرامش نجات رسید؟ چگونه این ۴۷ انسان به زندگی بازگشتند؟ چگونه ۴۷ خانواده، از خون عزیزان خود گذشتند، آن هم در روزگاری که هر کسی، هر خدشه‌ای بر خلوتِ خیالش را به تندر خشمی پاسخ می‌دهد؟

یک نمونه رشت، سال ۹۲

گفته‌اند این دقایق را به انتظار پایان عمرت خواهی نشست که فردا روز قصاص توست. بر دوش هر ثانیه‌ای از زندگی‌ات کوه مرگ، سنگینی خواهد کرد. غل و زنجیر لازم است برای تحمل این دقایق تا مبادا بر خود آسیبی زنی و با پیشکش نعشت به خودکشی، فردای اولیای دمت را باطل کنی که آن‌ها در پی قصاص تو به آرامش خواهند رسید.

“حلالم کنید”. جوان قبل از قرنطینه در غل و زنجیر، تماس تلفنی‌ای می‌گیرد و با صدایی لرزان این را می‌گوید.

به جزع و فزع می‌افتیم. به سرعت بار سفر می‌بندیم. قصد شمال می‌کنیم؛ نه برای تغییر آب و هوا، بلکه برای جلوگیری از خشم و انتقام خونبار خانواده‌ای و بر دار شدن جوانی. چه بد سفری است این سفر شمال، خصوصا که چهار پرونده سخت اعدامی، تنها دلیل تمام سفرهای این مدت ما به شمال باشد! همه عجله لحظه‌ها در اتوبوسِ سفر بر مهره‌های ناسور گردن و کمرم سنگینی می‌کند. مُهره‌هایی که در صبح‌های هولناکِ اعدام، در ملاقات‌های تلخ و غمبار با نوجوانانی که در صف مرگ پژمرده می‌شدند، و در ضجه‌های دو خانواده زجرکشیده و تلاش جانکاه برای گرفتنِ بخشش، در هم شکسته است.

به جای نشستن در کنج اتوبوس، بال و پر پروازی می‌خواهم تا دل آشوبم را آرام کنم. دقیقا یک سال و شش ماه بود که پرونده این جوان به جمعیت امام علی(ع) ارسال شده بود. واقعه در محله آتشگاه رشت رخ داده بود. آتشگاه! و چه نام غریبی است بر مکانی که در آن خونی ریخته شده باشد!  پانزده سالش بوده که همسایه و همکلاسش را در بازی کودکانه در باغی کشته و از ترس، جنازه رفیقش را دانه‌ای کرده و در خاک کاشته که پس از دوازده سال درختی شده و هر روز میوه انتقام بر بار نشانده و همه اهالی محله آتشگاه را چون اسپند بر روی آتش، پر از خشم خوردن این میوه کرده است.

به واقع وقت طلاست. پس مبادا لک لکِ مردد جان پا در هوا بماند و قدمی بر زمین مگذارد؛ باید به سرعت به درِ خانه اولیای دم رویم و سوزِ دمشان را بر جان گیریم. ظهر است. در دم‌کرده‌ هوا و خواب‌آلودگی بی‌تفاوت مردمان شهر به دنبال معتمدی برای میانجیگری می‌گردیم. غیر از قیلوله بعدازظهر، ترسی در جان همه است و هیچکس حاضر نیست گامی بردارد. همه می‌گویند فقط کینه و انتقام اولیای دم نیست که دم‌به‌دم بر هر کس که به آن محله شود، فرود می‌آید؛ بلکه کل آتشگاه، چوب و چماق خواهند شد و بر سر کسانی که خواهان بخشش باشند فرود خواهند آمد که بار قبل و بار قبل‌تر هر کس رفته با سر سالم برنگشته.

چاره‌ای نیست. تنها رهسپار می‌شویم. قرآن بیاورید. مادر زمینگیر و پدر قاتل جوان حتما باید باشند. زانو می‌زنیم، می‌گرییم و بخشش می‌خواهیم. در نزدیکیِ سکوت خانه فقط صدای نفس‌های ماست که به پای­کشیِ جیرجیرکها آمیخته. به کنار در می‌رسیم. هر جیرِ جیرجیرکی، در ماتم ذهنت، ترس را کش می‌آورد. می‌خواهم در بزنم تا مادر داغدارم از آن سوی در بیاید که ناگهان کسی فریاد می‌زند برای بخشش آمده‌اند.

بر درخانه  می‌کوبم. مادرم بیرون بیا. گفته‌اند از روزِ مرگ فرزندت، گچ‌هایی را که او از کنار تخته سیاه مدرسه‌اش به خانه آورده بود، تا انتظار پای چوبه نگه داشتی. گفته‌اند یکسر گریسته‌ای. گفته‌اند همسرت چندبار قلبش ایستاده و مات و بهت روزگار  شده است. فریادها بیش‌تر می‌شود که بیایید برای بخشش آمده‌اند. ولوله و هلهله در کوچه می‌افتد. مادرم بیرون بیا هیچ مادری با کشتن فرزند مادر دیگری به آرامش نمی‌رسد و تو خوب این را می‌دانی. بگذار فردا روز بخشش باشد که این مُلک خسته است از قصه قصاص پرغصه مادرانی که فرزند مادر دیگری را بر دار می‌کنند.

مادرم تو را به خدا برخیز و بیرون بیا ! من خون فرزند تو را نریخته‌ام. تقاص چه را پس می‌دهم که اینک کنار خانه تو هستم؟ بر من بکوب، بر من بزن که بد سفری است این زندگی در سایه شوم انتقام مادری از مادری دیگر و هر پرونده‌ای که به خشم انتقام خاموش شد، جز استخوان‌سوزی در این سفر تلخ بر ما هیچ نگذاشته. مادرم بیرون بیا! مادرم بیرون بیا! مادرم بیرون بیا!

به آنی می بینم در باز نمی‌شود. مادری بیرون نمی‌آید. همه اهل محله آتشگاه از جانشان چوب خشم روییده است و به سوی ما می‌دوند. دیگر توانش را ندارم که از این سفر با بار قصاصی برگردم که بخشش زیبنده‌ترین نیاز روزگار ماست. پس چشم می‌بندم و در مقابل چوبها به تسلیم می‌نشینم و صلح به از جنگی ست که از هر خاکستر خون می روید.

آیا تا به حال در مقابل خشم، کینه و نفرت گفته اید بی خیال؛ هر چه باداباد؟!


  • جمعیت امام علی تا فروردین ۹۸ در طرح «طفلان مسلم»، ۴۷ نوجوان محکوم به قصاص را از مرگ نجات داده است.
  • آتشگاه؛ بیست و پنجمین نوشته از سلسله یادداشت‌های هفتگی شارمین میمندی‌نژاد، مؤسس جمعیت امام علی، در روزنامه شرق
  • سلسله یادداشت‌های هفتگی شارمین میمندی‌نژاد، مؤسس جمعیت امام علی، در روزنامه شرق
https://sosapoverty.org/wp-content/uploads/2019/05/سخنرانی-شارمین-میمندی‌نژاد.jpg 1280 1280 امیرعلی http://sosapoverty.org/wp-content/uploads/2019/04/LOGO-01-01-300x81.png امیرعلی2019-05-24 20:15:082020-03-19 19:02:04سخنرانی شارمین میمندی‌نژاد در تدکس
صفحه ۱۴۴ از ۳۲۷«‹۱۴۲۱۴۳۱۴۴۱۴۵۱۴۶›»

اطلاعات تماس

آدرس:  تهران، میدان فردوسی، خیابان شهید سپهبد قرنی، جنب بیمارستان آپادانا، پلاک ۱۳۵، طبقه ۲، واحد ۴
شماره تلفن: ۸۸۸۳۴۵۶۷-۰۲۱
زمان پاسخگویی: شنبه تا چهارشنبه، ساعت ۱۰ الی ۱۶

حمایت مالی

شماره حساب:
شماره کارت:
شبا:

درگاه پرداخت آنلاین

نماد اعتماد الکترونیکی

کلیه حقوق مادی و معنوی این وب‌سایت برای جمعیت امام علی محفوظ است 2021 © -
  • Twitter
  • Instagram
  • Facebook
  • Behance
  • Youtube
  • درباره ما
  • طرح‌ها
  • خانه‌های ایرانی
  • تماس
  • EN
رفتن به بالا